حسن حسن زاده آملى
5
خود آموز نصاب (كليات نصاب الصبيان) (فارسى)
الله است و الله و رحمن خداى دليل است و هادى تو گو رهنماى محمد ستوده « 1 » امين استوار « 2 » به قرآن ثنا « 3 » گفت وى را خداى صحابة است ياران و آل اهل بيت كه اسلام و دين شد از ايشان بپاى سما « 4 » آسمان ارض وغبرا « 5 » زمين محل و مكان و معان است جاى سقر دوزخ و نار آتش ولى چه جنت ؟ بهشت آخرت آنسراى رئة شش قفا « 5 » حيره و رجه روى فخذ ران عقب پاشنه رجل پاى شفه « 6 » لب لسان چه ؟ زبان فم « 7 » دهان يد و جارحه دست و حلقوم ناى فرس اسب و بغل استر و سرج زين بعير اشتر است و جرس چه ؟ دراى رجل مرد و مرئه « 8 » زن و زوج جفت غنى مالدار است و مسكين گداى قنات است كاريز و عذب آب خوش چه ينبوع ؟ چشمه حمأ است لاى « 9 »
--> ( 1 ) ستوده بكسر اول بر وزن فزوده . ( 2 ) استوار بضم اول بر وزن خشگوار ( 3 ) ثناء بفتح اول و ثانى و الف ممدوده بمعنى ستايش نمودن است و در شعر براى ضرورت بالف مقصوره خوانده مىشود در اين شعر و بعد آن استخدام است . ( 4 ) سماء و غبراء هر دو باالف ممدوده است و لكن براى درست بودن وزن شعر هر دو را مقصوره بايد خواند و آسمان به سكون سين صحيح است . ( 5 ) شارح طالقانى گفته حير بكسر حاء حطى و اخفاء هاء فارسى ماوراء النهر است و در برهان قاطع گفته قفاهير بر وزن مشاهير صورت خوب و روى نيكو را گويند ظاهرا اين اشتباهى است از برهان . ( 6 ) شفه بفتح و كسر شين ( 7 ) فم بحركات فاء و تخفيف ميم منقلبه از واو ( 8 ) مرئه بحركات ميم ( 9 ) لاى فارسى است يعنى گل تيره و سياه كه در ته حوضها و جويها نشيند و معانى ديگر دارد كه اينجا مراد نيست .