حسن حسن زاده آملى
31
خود آموز نصاب (كليات نصاب الصبيان) (فارسى)
پنجشنبه دان خميس و قرن « 1 » سى سال درست بضع « 2 » از سه تا بنه يك يك عدد را ساز نام حين و ابان و انى « 3 » وقت و جديدان روز و شب * غدوة بكرة بامدادان فجر « 4 » و مغرب صبح و شام طل و رهمة نرم باران ساحية باران سخت * جنة المأوى و فردوس « 5 » برين دارالسلام سقم بيمارى و صحت تندرستى تيه كبر « 6 » * قيح « 7 » و دم ريم است و خون القلس قنى ء النى خام القطعة الثالثة عشر فى بحر المجتث المثمن المخبون المقصور تورا است روى به خوبى چو روى بدر منير مر است بى رخ تو پاى عقل در زنجير
--> ( 1 ) قرن 10 يا 20 يا 30 يا 40 يا 50 يا 60 يا 70 يا 80 يا 90 يا 100 يا 120 سال اول از دو معنى اخير اصح است ( منتهى الارب ) ( 2 ) بفتح باء نيز صحيح است و بعضى ميان سه تا ده را گفته اند و بعضى ديگر ميانه يك تا ده را اختيار كردند وعده اين قولرا معتبر دانسته اند و اكثر و اشهر موافق با قول مصنف است ( 3 ) انى نيز صحيح است هر سه بمعنى وقت آمدند و وقت نيز عربى است يعنى هنگام بنابر شهرت تفسير بان شده ( 4 ) فجر يعنى صبح و صبح نيز عربى است ترجمه بان بنابر شهرت است و معنى فارسى آن بامداد است . ( 5 ) فردوس يعنى بوستان و بهشت در قاموس گفته فردوس عربيست يا رومى يا سريانى كه بكلام عرب منتقل و معرب شده برين فارسى است يعنى بالائين و بلندتر از همه فردوس برين مركب از اين دو كلمه و معرب است و مراد شاعر اين است كه جنة المأوى و فردوس برين هر دو بمعنى دارالسلام اند و دارالسلام نيز عربى است يعنى خانه امن و آسايش و سلامتى بنابر شهرت تفسير بان شده و مراد آن بهشت است ( 6 ) يعنى بزرگى نمودن و خود را بزرگ پنداشتن و كبر نيز عربيست ترجمه بان بنابر شهرتست ( 7 ) قيح عربى معناى فارسى آن ريم است و دم عربى معناى فارسى آن خون ريم بر وزن ميم چركى باشد كه از جراحت برود ( برهان قاطع ) و قلس يعنى قيى ء كردن و الف و لام براى ضرورت شعرى است و قيى ء نيز عربى است يعنى برانداختن از گلو ( منتهى الارب ) و الف و لام النى چون القلس از جهة ضرورت شعرى است و اصل نى نيى ء بوده و اهل لغت آن را به گوشت نيم پخته معنى نموده اند در منتهى الارب گفته نى بالكسر گوشت نيم پخته نيوء بالضم نيم پختگى گوشت ناء اللحم نيئانيم جوش گرديد گوشت و نيكو پخته نشد پس تفسير آن بمطلق خام . خام است .