حسن حسن زاده آملى
32
خود آموز نصاب (كليات نصاب الصبيان) (فارسى)
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان خوش است صوت بمجتث بناله بم و زير « 1 » مبارز و بطل و باسل و شجاع « 2 » دلير * شعير و صبرة و كتاب جو است و جاش و زغ ير « 3 » غضنفر و اسد و ليث و حارث و دلهاث * هز بر و قسورة و حيدر است و ضيغم شير « 4 » رقاد وهجعت خفتن سهار بيدارى بذول و باذل و ماتح « 5 » سخى و شبعان سير حدب چو رابيه و نجوة ربوة بالادان « 6 » چنان كه صاع و صبوب و حدور باشد زير عوج كجى و جرز بى گياه و امت « 7 » بلند * خبار نرم « 8 » و اخاذة غدير « 9 » وقاع « 10 » كوير
--> ( 1 ) بم و زير باصطلاح موسيقى دانها نام نغمه ها و نواهاى بخصوصى است بم صدا و صوت خشن كوتاه و زير صوت و صداى نازك و بالا باشد مثلا غالبا صداى مرد نسبت بصداى زن بم است و صداى زن زير يا صداى مرد پير نسبت بجوان بم است و صداى جوان زير ( 2 ) بفتح و كسر شين نيز جائز است ( 3 ) شعير جو . صبرة جاى جو يعنى انبار آن . كتان يعنى زغير در برهان قاطع گفته زغير بر وزن شعير تخم كتان را گويند و با عين بى نقطه هم آمده است و در لغت زغير با عين بى نقطه گفته در مجمع الفرس سرورى بمعنى تخم كتان نوشته اند و آن دانه باشد كه روغن از آن گيرند و به اين معنى در فرهنگ جهانگيرى با غين نقطه دار آمده و آن را بزرگ نيز گويند ( 4 ) هر نه تا بمعنى شير است كه حيوان درنده مشهور باشد ( 5 ) هر سه بمعنى سخى و سخى نيز عربى است يعنى بخشنده بنابر شهرت تفسير بان شده ( 6 ) هر چهار بمعنى زمين بلند و بالا و در مصرع دوم هر سه بمعنى زمين پست و ضم و كسر راء ربوة نيز صحيح است ( 7 ) زمين بلند و جرز به سكون راء نيز صحيح است ( 8 ) زمين نرم ( 9 ) غدير نيز عربى است يعنى جمع شد نگاه آب سيل در بيابان بنابر شهرت ترجمه با ن شده ( 10 ) قاع بمعنى زمين پست و نرم و كوير بكسر كاف فارسى است يعنى زمين بى آب و شوره زار پس تفسير قاع بكوير تسامحى شده .