حسن حسن زاده آملى

14

خود آموز نصاب (كليات نصاب الصبيان) (فارسى)

القطعة الخامسة فى بحر المجتث المخبون المحذوف بريز در صدف خاطراى هنر پرور زبحر مجتث دلكش سفينه هاى گهر مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن * بخوان ز بعد وى اينقطعه نصاب زبر قريب و ركن و حميم است خويش و ابن پسر * وليد و طفل بچه « 1 » ام و والدة مادر رحم قرابت و زهدان بود « 2 » ختن داماد * چنان كه صهر خسر « 3 » والد و ابست پدر زكى است پاك و حفى مهربان خفى پنهان * جلى پديد و نبى و رسول پيغمبر ملك و فرشته فلك چرخ و مشترى بر جيس « 4 » * شهاب و كوكب و درى و نجم چه ؟ اختر « 5 » فلق سپيده « 6 » شفق روشنى در اول شب ربيبة دختر زن « 7 » بنت و ابنة دان دختر حمل بره « 8 » بقر و ثور گاو و عجل بچش « 9 » * مرارة زهره « 10 » طحال و كبد سپرز و جگر بعيد دور و ورا « 11 » پس امام پيش وسط « 12 » * ميانه وسط « 13 » ميان تحت زير و فوق زبر

--> ( 1 ) بتخفيف چ و بتشديد آن نيز صحيحست ( 2 ) يعن‌ى رحم بهر دو معنى آمده و قرابت نيز عربيست بنا بر شهرت تفسير بان شده و معناى آن خويشاوندى مىباشد و زاهدان مركب است از دو كلمه زه كه چند معنى دارد يكى از آنها بچه است كه در اينجا مراد است و دان كه افاده جا و مكان ميدهد پس معنى زهدان بچه دان مىباشد و بعضى گفته اند كه باينمعنى بفتح زاى نيز آمده است ( 3 ) فارسى است يعنى خويشان زن ( 4 ) نام ستاره ايست ( 5 ) ستاره ( 6 ) روشنى اول صبح ( 7 ) دخترى كه زن از خانه شوهر ديگر آورده باشد ( 8 ) بره گوسفند نر و ماده آن را رخل گويند ( 9 ) مخفف بچه اش يعنى بچه گاو را عجل گويند ( 10 ) پوستى باشد پر آب كه بر جگر سياه آدمى و حيوانات چسبيده است ( 11 ) صحيح آن وراء بالف ممدوده است و براى ضرورت شعرى وراء خوانده مىشود ( 12 ) ميانه حقيقى چنان كه گويند اول اين چيز ميانه اين چيز آخر اين چيز ( 13 ) اندرون خلاف بيرون