حسن حسن زاده آملى

449

دروس اتحاد عاقل به معقول (فارسى)

به مادّهء او ؛ و دانسته شد كه غذا مشابه و مسانخ مغتذى است همچنانكه آب و نان غذاى بدن مىشوند ، علم و عمل غذاى روان‌اند . آب و نان براى ساختن بدن‌اند و علم و عمل براى ساختن روان ؛ و دانسته شد كه تمام قواى نفس حتّى حواس ظاهر از جنبهء ادراك مجردند يعنى تمام مدركات نفس معلوم نفس‌اند به علم حضورى و مدركات حواس ظاهره قائم به نفس‌اند به قيام فعل به فاعلش كه همه از منشئات نفس و مجرّداند . و دانسته شد كه بدن آلت و واسطهء فعّاليّت نفس است بلكه در مقام تجرّد و تكاملش در يك سلسله از ادراكاتش و افعالش از وساطت و آلت بدن نيز بىنياز مىگردد به تفصيلى كه بيان كرده‌ايم . و دانسته شد كه انسان حى است و خوراك او حيات است و هردم از كسب علم و عمل زنده‌تر مىشود ، و فقط نفس است كه خوراك او و غذاى او حيات است زيرا كه غذاى بدن جماد است يعنى نبات كه جماد شد غذاى حيوان مىگردد ، و حيوان كه جماد شد غذاى حيوانى مىگردد ، يعنى حيوان به ما هو حيوان غذاى حيوان نمىگردد زيرا كه قطعهء لحم پاره جمادى است كه مأكول حيوان مىگردد به تفصيلى كه بيان كرده‌ايم . و نيز دانسته شد كه ابدان برزخى اخروى از ملكات راسخ در نفس به مناسباتى كه بين آن ملكات با ابدان اخروى است ساخته مىشوند و تمثّل يا تجسّم و تجسّد اعمال عبارت از آن بود . و دانسته شد كه قبر را در اين نشأه افراد متشابه است و در آن نشأه افراد متخالف كه وزان قبر در نشأتين وزان انسان در نشأتين است به تفصيلى كه بيان كرده‌ايم ، يعنى آنچه كه مقبور در قبر اين نشأه است طبيعت است و آنكه مقبور در قبر وراى طبيعت است وراى طبيعت است . و دانسته شد كه بدن براى نفس فقط معدّى است كه نفس به واسطهء اين معدّ حقيقت خود را مىسازد ؛ و همهء اين مطالب عميق و دقيق به برهان عقل و به آيات و روايات معاضد عقل در اين رساله مبرهن شده است . غرضم از اين تبصره اينكه با در نظر گرفتن اين مطالب و رسيدن بدانها به خوبى واضح است كه شبههء معروف آكل و مأكول شبهه‌اى واهى و بىاساس است و آن همه مجادلت و منازعت كه در كتب كلامى به كار برده‌اند صرف مكابرت است . انسان من حيث هو انسان