حسن حسن زاده آملى
448
دروس اتحاد عاقل به معقول (فارسى)
تدرك الأشياء بأوصافها و أدركت الأوصاف مجرّدة عن موصوفاتها ، و أدركت ادراكها فقد صارت عالما عقليّا ، و ترفّعت عن اطلاق اسم النفس عليها ، بل الأولى بها باسم العقل و ليست بعد هذه الرتبة رتبة أخرى « 1 » » . حال كه دانستى نفوسى كه از اين نشأه ارتحال كردهاند ، ادراكات محسوسات عنصرى با حواس بدن عنصرى اين نشأه براى آنها نيست ، و علم نفوس كامله بعد از ارتحال ، به محسوسات عنصرى اين نشأه مانند علم مفارقات عقليّه بدانها است پس بدانكه لذت و آلام در اين نشأه به عقلى و خيالى و حسّى منقسم است ، و در آخرت مآل خياليّه بر حسّيّه است كه خيال در آنجا به عين حس بر مىگردد و با او متّحد شود . فيض در فصل اول و دوم باب هفدهم « علم اليقين » كه آخر كتاب است در اين موضوع مطالب و اقوال اساطين فن را در بيان آيات و رواياتى چند گرد آورده است ، رجوع شود . يز - تبصره : [ قوهء خيال مثال مقيّد است در مقابل مثال مطلق ] دانسته شد كه قوهء خيال مثال مقيّد است در مقابل مثال مطلق و كار وى صورتگرى است ، حتّى معانى كلّيّه در آن كارخانه مطابق مناسباتى كه بين هريك آنها با صورتى است بدان صورت متمثّل مىشود ، لذا در صحف مشايخ اهل عرفان قوهء خيال ، مظهر اسم شريف مصوّر دانسته شد كه حقيقت وجود اگر به شرط صور حسّيّهء غيبيّه أخذ شود مرتبهء اسم مصوّر است كه ربّ عالم خيال مطلق و مقيّد است . تفصيل آن در اواخر فصل اوّل مقدّمات علّامهء قيصرى بر « شرح فصوص » شيخ اكبر آنجا كه گويد : « اشارة الى بعض المراتب الكلّيّة » دانسته مىشود . اگرچه به لحاظ ديگر اين اسم شريف أعنى مصور بلكه جميع أسماء اللّه تعالى در هر موجودى متحقّق است جز اينكه ظهور و بروز دولت اسمى در موطن و مظهرى بيشتر و قوىتر است . يح - تبصره : [ نفس تمام حقيقت انسان است ] از مباحث گذشته دانسته شد كه نفس جسمانى الحدوث و روحانى البقاء است چنان كه دانسته شد كه شيئيّت هرچيز به صورت او است نه
--> ( 1 ) - « رسائل » خواجه ص 524 .