حسن حسن زاده آملى
435
دروس اتحاد عاقل به معقول (فارسى)
دانش است ، و هرچه دانش او بيشتر مىگردد ، به حسب وجود انسانتر مىشود كه در كمالات ثانى داراى درجات و مراتب و معارج است ، وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ « 1 » ، اگرچه به حسب كمال اوّل همهء افراد انسان انسانند . گر به صورت آدمى انسان بدى * احمد و بو جهل پس يكسان بدى « 2 » و از اين تبصره معلوم مىگردد كه سؤال اسكندر و جواب ارسطو كه پيشترك نقل كرديم تا چه پايه بلند است ! پرسيد : معدن ما از كجا است ؟ گفت : از آنجا كه آمديم . پرسيد : به چه دانيم كه از كجا آمديم ؟ گفت : زيرا كه چون علم مىآموزيم پيشتر مىرويم . ط - تبصره : [ انسان كامل امام است ] چون انسان به مدركات خود سازندهء خود است و مدركات او انحاء معلومات او هستند ، و دانستى كه خود عالم خود است و هيچچيز را خارج از ذات خود يعنى خارج از عالم خود ادراك نمىكند پس انسانها عالمهايى هستند علمى و عقلى مضاهى و مشابه با عالم عينى خارجى كه از عالم عالم مىرويد چنان كه از گندم گندم ، جز اينكه مراتب اين عالمها متفاوت است ، و الّذين اوتوا العلم درجات . فرد اكمل و عالم كبير در ميان اين عالمها انسان كامل أعنى امام است كه به خوبى تطابق كونين در وى صادق است و باقى به اختلاف مراتبشان ، دون اين مقام و عالمهاى گوناگوناند كه در حقيقت هريك جزئى از آن عالم كبير أعنى عالم انسان كاملاند ، لذا انسان كامل در السنهء عارفين باللّه تعبير به كون جامع مىشود چنان كه بحث آن در اتّحاد نفس به روح القدس خواهد آمد ، و در السنهء متألّهين آن را فيلسوف كامل مىگويند . و از افادات استادم علّامهء شعرانى ( قدّه ) در كتاب « فلاسفه » تأليف خود آن بزرگوار كه به خط خود آن جناب در نزد اين بنده محفوظ است اينكه : « فارابى در چند جاى كتب خود تصريح كرده است كه فيلسوف كامل و امام يكى است » .
--> ( 1 ) - سورهء مجادله 58 - آيهء 11 . ( 2 ) - « مثنوى » عارف رومى .