حسن حسن زاده آملى
348
دروس اتحاد عاقل به معقول (فارسى)
قوّه به فعل نيست بلكه حقيقتى وراى طبيعت مخرج او است . و به عبارت موجز : تعليم ، فعل الهى است همانطور كه مطلق ايجاد و افاضهء وجود و ابداع فعل الهى است . الرَّحْمنُ * عَلَّمَ الْقُرْآنَ . الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ * عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ . « الموجودات بعضها طبيعى و بعضها تعليمى و بعضها عقلى و كذا الأفعال - الخ » . « 1 » و نيز نتائج بلند ديگرى از مطلب شامخ فوق أعنى حركت در جوهر استفاده مىشود كه در بحث حركت جوهرى بايد عنوان شود . و چون مفيض صور علميّه جوهر مفارق از مادّه است و معطى صور او است پس خود اين جوهر عقلى مفارق مفيض بايد واجد جميع صور علميّه باشد كه معطى شىء فاقد آن نخواهد بود ، وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ . « 2 » و به تقرير ديگر چون مادّه بذاتها عارى از حيات و حضور و ادراك است مفيض صور علميّه نخواهد بود . علاوه اينكه مبرهن است كه وضع و محاذات در تأثير جسم و جسمانيّات شرط است و حال اينكه بين مادّى و نفس مجرد شرط مذكور صورتپذير نيست . و نفس چون خود قابل است و از قوه به فعل مىرسد قابل از آن حيث كه قابل است فاعل يعنى مفيض صور علميّه نخواهد بود ، و شىء واحد از حيثيّت واحده هم قابل و هم فاعل نمىتواند باشد . پس مفيض بايد موجودى وراى مادّه باشد . خلاصه اينكه مفيض صور علميّه يا نفس است يا غير نفس ، اگر نفس باشد اتّحاد فاعل و قابل لازم آيد ، و اگر غير است آن غير يا مادّه است يا موجود ماوراى مادّه . امّا مادّه هم خود فاقد علم است و هم وضع و محاذات شرط تأثير آنست ، پس مفيض صور علميّه موجودى است ماوراى مادّه كه جوهر مجرّد عقلى است . در چند جاى اين رساله گفتهايم كه : يك سلسله از علوم و مدركات به انشاء نفس و ايجاد او است ، اكنون روشن شده است كه اسناد انشاء و ايجاد به نفس يك نحو توسّع در تعبير است و در حقيقت منشىء صور علميّه و موجد آن ، فاعل الهى است
--> ( 1 ) - « اسفار » ج 2 ، چاپ رحلى ، ص 203 . ( 2 ) - سورهء حجر 15 - آيهء 21 .