حسن حسن زاده آملى
332
دروس اتحاد عاقل به معقول (فارسى)
علم و عمل است ، و ما هرچه داناتر مىشويم و سرمايهء ملكات فاضلهء ما بيشتر مىشود تأثيرات نفسانى و اعمال انسانى ما شديدتر مىگردد ، و سنخيّت و مشابهت ما با انوار قاهره كه عقول مفارقهاند بيشتر مىگردد ، يعنى هرچه داناتر مىشويم انسانتر و آن سويىتر مىشويم ، لاجرم نفس در تحت تكميل و تصرّف عقل مفارق ، استكمال وجودى مىيابد . پس عقل مفارق ، موجودى عالى از عالم طبيعت و عارى از مادّه و احكام آن و قائم به نفس خود ، و غير ذىوضع ، و صرف فعليّت يعنى مبرّى از قوّه و استعداد است كه تغيّر و تبدّل و زوال و فساد در او راه ندارد . ما در دروس معرفت نفس از راه استكمال نفس به تجرّد نفس ناطقه ، و عقل مفارق رسيدهايم ، بعد ديدهايم كه معلّم ثانى فارابى نيز همين راه را پيموده است و رسالهاى موجز و مفيد در اثبات مفارقات نوشته است ، در آن رساله شش برهان در اثبات عقول فعّاله اقامه كرده است . ما از درس صدوچهارم تا صدوسيزدهم دروس نامبرده قسمتى از مطالب اين رساله را عنوان كردهايم و شرح و بسط دادهايم كه ما را از ورود بحث و فحص آن در اين رساله بىنياز گردانيده است . خواجهء طوسى در اثبات عقل مفارق مقالتى ارزشمند دارد . اين مقاله حاصل برهان همان مطالب رسالهء اثبات مفارقات و به خصوص برهان دوم آنست ، هرچند كه حاوى فوائد و نكاتى سودمند است ، و صدر المتألّهين در آخر موقف نهم الهيّات « اسفار » « 1 » چند منهج ديگر نيز در اثبات اين موجود مفارق قدسى آورده است . اين عقل مفارق مفيض صور علميّه را عقل فعّال گويند و چنان كه در درس چهارم گفتهايم شيخ رئيس در « تعليقات » عقل اوّل را عقل فعّال خوانده است ، و نعم ما فعل ، و در « مبدأ و معاد » به تفصيل سخن گفت كه در همان درس نقل كردهايم . و از عقل فعّال تعبير به عقل بسيط نيز مىشود . عقل فعّال در لسان شرع به روح القدس و لوح محفوظ تعبير مىگردد ، و در اصطلاح حكماى فرس ، روانبخش گويند .
--> ( 1 ) - « اسفار » ج 3 ، ص 168 .