حسن حسن زاده آملى
331
دروس اتحاد عاقل به معقول (فارسى)
درس نوزدهم بحث از مفيض صور علميّه و اتّحاد نفس به عقل فعّال بلكه فناى وى در آن هر ناقص كه به كمال رسيده است ، از قوّه به فعل رسيده است كه ناچار فاقد آن فعليّت بوده است زيرا كه تحصيل حاصل محال است . و او را مخرجى بايد كه وى را از قوه به فعليّت رساند . و اين مخرج خود بايد واجد آن فعليّت باشد زيرا محال است فاقد چيزى معطى همان چيز باشد . و در جاى خود مبرهن است كه معلّم و كتاب و گفتوشنود و درس و بحث همه معدّاتند و جسم و جسمانى علّت فاعلى چيزى نمىشوند لذا صور حقايق مطلقا چه علميّه و چه صور طبايع از ماوراى طبيعت فائض مىشوند . در فصل چهارم مقالهء نهم الهيّات « شفاء » ( ص 264 ط 1 ) و در آخرين فصل نمط ششم « اشارات » بحث از صدور صور عناصر از عقل فعّال عنوان شده است . در پيش بحث شده است كه نفس در آغاز قوهاى منطبع در مادّه است يعنى انسانى است در قوت ضعف ، و يا قوهاى است كه بالقوّه انسان است كه به اصطلاح جسمانيّة الحدوث است و به تدريج موجودى مفارق و متصرف در مادّهء كائنات مىگردد كه در بقاء روحانى است ، پس وى را مكمّلى بايد كه او را از نقص به كمال رساند كه همان مخرج او از قوّه به فعل است . غذاى نفس كه موجب حيات و رشد و نماء و سعادت ابدى اوست ، ملكات فاضلهء