حسن حسن زاده آملى

289

دروس اتحاد عاقل به معقول (فارسى)

المعقول كان أكثر لمعرفته و أجدر أن يكون عقلا » . « يعنى شايسته است دانسته شود كه بصر حسّى به اشياى خارج از خود نايل مىشود . و بدانها نائل نمىشود مگر اينكه بصر ، خود آن اشياء شود . پس در اين هنگام حس ، همان اشياء مىشود و آنگاه آنها را احساس مىكند و به آنها به قدر قوت خود معرفت صحيح پيدا مىكند . همچنين انسان عقلى وقتى بصر خود را بر اشياى عقلى القاء كرد بدانها نائل نمىشود مگر اينكه بصر وى و آن اشياى عقلى يك چيز گردند با اين فرق بين بصر حسّى و بصر عقلى كه بصر حسّى بر خارج اشياء واقع مىشود و بصر عقلى بر باطن اشياء . چون بصر عقلى بر باطن اشياء واقع مىشود توحّد عقل با اشياى عقلى به وجوهى است كه به حسب تفاوت مراتب ادراكات به نسبت مدركات است : با بعضى از آنها اشد و اقوى است از توحّد حس به محسوسات . و فرق ديگر اينكه بصر حسّى را اطالهء نظر به شىء محسوس زيان مىرساند تا بدان حدّ كه او را فاسد مىكند و از حس خارج مىگرداند كه ديگر چيزى را نمىتواند احساس كند ، و امّا بصر عقلى بر خلاف آنست كه هرچه نظر به اشياى عقلى مىافكند نور او شديدتر و بينايى او قوىتر مىشود » . در اوّل « اثولوجيا » تصريح شده است كه اين لغت به معنى معرفة الربوبيّة است . و باز در اوائل آن « اثولوجيا » به معنى معرفة الربوبيّة تفسير شده است . در آغاز آن چنين آمده است : « الميمر الأوّل من كتاب ارسطوطاليس الفيلسوف المسمّى باليونانيّة « اثولوجيا » و هو القول على الربوبيّة » . و حاجى فاضل حكيم هيدجى نيز در حاشيهء « شرح منظومهء » متألّه سبزوارى ص 301 چاپ سنگى به همين معنى آورده است بلكه ساير حكماى اسلام نيز مطابق نصّ دو مورد آغاز رساله « اثولوجيا » را به معرفة الربوبيّة تفسير كرده‌اند كه الهيّات به معنى اخصّ است . بنابراين « اثولوجيا » معرّب تئولوژى ( Theologie ) به معنى علم الهى است . و چون كتاب مذكور در سير مراتب تكاملى و عروج به مقامات معنوى نفس ناطقهء انسانى است چنان كه بر آشنايان بدان پوشيده نيست مىتوان « اثولوجيا » را معرّب اتولژى ( Ethologie ) به معنى علم اخلاق دانست . كيف كان حكماى اسلام