حسن حسن زاده آملى
244
دروس اتحاد عاقل به معقول (فارسى)
به معقول . و در اتّحاد نفس ناطقه به عقل فعّال هم كه آن را عقل اوّل و مخلوق اوّل و روح القدس و عقل بسيط و علم بسيط و حقيقت محمّديّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نيز مىگويند گفتارى چند دارد كه در بعد عنوان مىشود . در چند جاى عبارات مذكور از « اسرار الحكم » شرح و بيان لازم است و لكن با دقّت در مطاوى مباحث گذشتهء اين رساله روشن خواهد شد . و آنچه كه در بيان آن بايد گفته شود فى الجمله شرح و بسط دادهايم . در شرح اشعار « مثنوى » نيز بيانى در اتّحاد عاقل به معقول دارد كه در اين رساله نقل مىشود . [ تركيب اتحادى ماده و صورت ] در شرح حكمت « منظومه » در آخر بحث وجود ذهنى گويد : « وحدة الصورة المعقولة بالذات مع عاقل مقولة و معتقدة لفرفوريوس الّذى هو من أعاظم المشّائين . و المعتمد فى اثبات مطلبه ما نقل عن اسكندر من باب اتّحاد المادّة و الصورة ، فانّ النفس فى مقام الهيولانى مادّة المعقولات و هى صور له . و أمّا مسلك التضايف الّذى سلكه صدر المتألّهين فى « المشاعر » و غيره لا ثبات هذا المطلب فغير تامّ لما ذكرنا فى تعاليق الاسفار » . « يعنى فرفوريوس كه از اعاظم مشّائين است قائل است كه صورت معقولهء بالذات با عاقل يكى است . و دليل معتمد بر اثبات اين مطلب آنست كه از اسكندر افروديسى كه از اعاظم تلامذهء معلّم اوّل ارسطو است نقل شده است كه از باب اتّحاد مادّه و صورت است ، زيرا كه نفس در مقام عقل هيولانى مادّهء معقولات است و معقولات صور آن . امّا مسلك تضايف كه صدر المتألّهين در « مشاعر » و غير آن بر اثبات اين مطلب سلوك كرده است تمام نيست به دليلى كه در تعليقات « اسفار » گفتيم » . و در حاشيهء « منظومه » در همين مقام راجع به اتّحاد مادّه و صورت كه اسكندر افروديسى بدان رفته است گويد : « و الّذى دعاهم الى القول باتّحاد المادّة و الصورة أنّ الفعليّات بينها