حسن حسن زاده آملى
221
دروس اتحاد عاقل به معقول (فارسى)
درس دوازدهم تو را رسد كه طريق اتّحاد مادّه و صورت را كه در اثناى تقرير مذكور بدان اشارت كردهايم ، و نيز طريقى را كه اخيرا در همين تقرير گفتهايم كه جوهر نفس به تعاقب و توارد صور فعليّهء اشياء تكامل مىيابد ، هر يكى را دليل و برهانى جداگانه در اتّحاد مدرك به مدرك قرار دهى كه با برهان تضايف در به دو تقرير ، سه طريق در اثبات اتّحاد باشد . و اين سخن را بسطى بايد و آن اينكه : حكيم بزرگوار اسكندر افروديسى دمشقى كه از كبار حكما در رأى و علم است از طريقهء اتّحاد مادّه و صورت در اتّحاد عاقل به معقول پيش آمده است كه نفس ناطقهء انسانى در مقام عقل هيولانى به منزلهء مادّه ، و تعقّلات وى به منزلهء صورت است . متألّه سبزوارى در آخر بحث وجود ذهنى « منظومه » در اتّحاد عاقل به معقول فرموده است : « و المعتمد فى اثبات مطلبه ( يعنى مطلب فرفوريوس در اتّحاد عاقل به معقول ) ما نقل عن اسكندر من باب اتّحاد المادّة و الصورة ، فانّ النفس فى مقام العقل الهيولانى مادّة المعقولات و هى صور له » . و « به منزله » از اينروى گفته شد كه مادّهء خارجى بيش از يك صورت را نمىپذيرد و چون بخواهد صورتى ديگر قبول كند صورت نخستين را بايد رها