حسن حسن زاده آملى

176

دروس اتحاد عاقل به معقول (فارسى)

فيكون مع بعضها أشّد و أقوى من توحّد الحسّ بالمحسوسات . و البصر كلّما أطال النظر الى الشىء المحسوس أضّربه حتّى يصيّره خارجا من الحسّ لا يحسّ شيئا ، فأمّا البصر العقلى فيكون على خلاف ذلك » . اين بود مطالب عمده‌اى كه در اتّحاد مدرك به مدرك از « اسفار » نقل كرديم و هيچ فصل اين مرحله در اين موضوع مهم‌تر از اين فصل نيست و آنچه بايد در موضوع مذكور گفته شود صدر المتألّهين ( قّدس سرّه الشريف ) در اين فصل آورده است . و ما را بعون اللّه المفيض الوهّاب در توضيح و تفسير آن بياناتى است كه تقديم مىنماييم و برخى از بندهاى اين فصل را در مطاوى مباحث گذشته نقل كرديم و بعضى از بندهاى ديگر آن نيز در بعد عنوان مىشود . اينك در بيان آنچه نقل كرديم مىپردازيم . قوله ( قدّه ) : « انّ صور الأشياء على قسمين - الى قوله : أو محسوسة بالفعل » . در ابتدا صور اشياء را بر دو قسم كرده است : مادّى و مجّرد . و سپس مجّرد را بر دو قسم تامّ و غير تامّ . كه صور اشياء بر سه قسم مىگردد : صورت مادّى ، صورت مجّرد تامّ ، و صورت مجّرد ناقص ، خواه اين صورت مجّرد ناقص ، متخيّل باشد و خواه محسوس بالفعل . صورت مادّى ، قوام وجودش به مادّه و وضع و مكان و جهت و ديگر امور مادّى است كه چنين صورت پابند بدانها هيچگاه از موطن خود بدر نمىآيد زيرا كه تجافى محال است ، و همين مادّه است كه مانع عقل و عاقل و معقول بودن آن است . فارابى در « مدينهء فاضله » ص 9 طبع مصر گويد : « انّ المانع للصورة من أن تكون عقلا و أن تعقل بالفعل هو المادّة الّتى فيها يوجد الشىء ، فمتى كان الشىء فى وجوده غير محتاج الى مادّة كان ذلك الشىء بجوهره عقلا بالفعل » . و اگر فرضا در متن خارج چنين صورتى عارى از مادّه شود عقل خواهد بود زيرا كه عقل صورتى است عارى از مادّه و قائم بذات خود ، و هر صورت عارى از