حسن حسن زاده آملى
152
دروس اتحاد عاقل به معقول (فارسى)
درس نهم [ اضافهء اشراقيه نفس نسبت به منشئآت خود ] در پيش اشارتى شد كه نفس ناطقه با منشئات خود اضافهء اشراقيّه و معيّت قيّوميّه دارد كه فاعل و منشىء و علّت ايجادى آنها به اذن اللّه است . البتّه علّت قاهر بر معلول است پس منشئات نفس آن سلسله وجودات نوريّهء علميّه هستند كه نفس ناطقه بر آنها مسلّط است و آنها مادون نفساند و نفس به اعداد آلات و قواى خود آنها را در مملكت وجودش ايجاد كرده است . نفس نسبت به اين گونه علوم ، مصدر ، و در اين صورت گاهى گويند كه نفس مظهر است به صيغت اسم فاعل ، كه آن سلسله علوم از وى صادر مىشوند و در نزد وى حاضرند ، نه اينكه آلات حواسّ مثلا از ادراكات حسّيّه منفعل شوند و صور محسوسه در آلات حلول كنند چنان كه مذهب قوم أعنى متأخّرين از طايفهء مشّاء است . امّا حقائق مجّردهء عقليّه ، نفس نسبت به آنها مظهر به صيغت اسم مكانى است كه آنها را در عقل بسيط مىبيند و آن حقائق در وى منعكس مىشوند بلكه در اين صورت هم به اتّحاد عاقل به معقول است ولى معقول عقل بسيط است كه كّل معقولات است و از آن تعبير به عقل اوّل و عقل فعّال نيز مىكنند . « انّ العقل البسيط الّذى أثبته الحكماء هو أصل المعقولات المفصّلة ، و انّ