حسن حسن زاده آملى

347

نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى)

در آدر وادى ايمن كه ناگاه درختى گويدت انى انا الله رها كن عقل را با حق همى باش كه تاب خور ندارد چشم خفاش در آن موضع كه نور حق دليل است چه جاى گفتگوى جبرئيل است فرشته گر چه دارد قرب درگاه نگنجد در مقام لى مع الله چو نور او ملك را پر بسوزد خرد را جمله پا و سر بسوزد بود نور خرد در ذات انور بسان چشم سر در چشمه خور روى عن الصادق عليه السلام انه قال : لنا حالات مع الله هو فيها نحن ، و نحن فيها هو ، و مع ذلك هو هو و نحن نحن ( كلمه پنجاه كلمات مكنونه فيض ص 113 ط بمبئى ) . مرحوم طبرسى در تفسير شريف مجمع البيان در تفسير آيه مباركه و سقيهم ربهم شرابا طهورا فرمايد : و رووا عن جعفر بن محمد عليهما السلام : يطهر هم عن كل شى سوى الله اذلا طاهر من تدنس بشى من الاكوان الا الله . با اينهمه بكنه حقيقت رسيدن راهى نيست لايحيطون به علما عقل كه گويد م‌ا عرفناك حق معرفتك . بادام عقل آن مقام عنقا شكار نميشود . عنقا شكار كس نشود دام باز چين كاينجا هميشه باد بدست است دام را ( حافظ )