حسن حسن زاده آملى
25
نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى)
هر يك را فص ناميده است كه فص حكمت است و مجموع آن فصوص الحكم . و نيز فص نگينه انگشترى را گويند كه نام خود را بر آن حك كنند و خزانه را بدان مهر زنند و آن را خاتم و مهر نامند كه گويى هر باب خزينه ايست از گوهر گرانبهاى حكمت و بر آن مهر زده شده است و به لحاظ جميع ابواب فصوص الحكم است . در تسميه رساله به اين اسم شيرين و دلنشين ذوقى شگفت به كار برده است ، رساله اى را سمى آن از قبل نمى يا بى ، تو گويى و لم نجعل له من قبل سميا در حق آن صادق است . و دور نيست كه عذوبت اين اسم در شيخ عارف محيى الدين عربى اثر گذاشت كه در مبشره مشهورش رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم به دو فرمود : هذا كتاب فصوص الحكم خذه و اخرج به الى الناس ينتفعون به ، چنان كه رسول اكرم در ليله معراج كلام حق سبحانه را بلسان حضرت وصى : امام على عليه السلام مى شنود ، و كم له من نظير . راقم آن فصوص الحكم را نيز يكدوره كامل شرح كرده است ، و اميد است كه پس از طبع و نشر شرح اين فصوص الحكم شرح آن فصوص الحكم نيز در دست طبع و نشر قرار گيرد . آن فصوص الحكم بر افق اعلاى مشهد عارف شرح شده است كه تفاوت بين شرحين بتفاوت بين فصوصين است ، هر چند اين شرح نيز حائز نصوص حكم است . عجب اين كه خود فارابى در متن رساله بدان تسميه عبارت و اشارتى ندارد ولى رساله بدين نام شهرت دارد ، و بايد سبب آن ، تعبير به فص در عناوين مسائل رساله باشد . اين رساله در السنه ارباب فضل بتخفيف اشتهار به فصوص دارد كه مطابق تعبير فارابى به فص در عنوان مسائل رساله است و لكن از عبارات ديگران مستفاد است كه اصل آن فصوص الحكم است مثلا صاحب اسفار در مبحث غايت آن ( ج 1 ص 180 ط 1 ) گويد : كما اشاراليه المعلم الثانى ابو نصر فى الفصوص بقوله صلت السماء