حسن حسن زاده آملى
26
نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى)
بدورانها الخ . و همچنين در چند مورد ديگر آن . و نيز در بحث مواد ثلاث اسفار گويد : ( ج 1 ص 48 ط 1 ، ج 2 ص 201 ط 2 ) قال المعلم الثانى ابونصر الفارابى فى مختصر له يسمى بفصوص الحكم « : لو حصل سلسلة الوجود بلاوجوب لزم اما ايجاد الشى نفسه وذلك فاحش ، و اما صحة عدمه و هو أفحش » كه گاهى بتخفيف اسم برد و گاهى به تمام ، و همچنين در ديگر مؤلفاتش . و حاجى خليفه در كشف الظنون گويد : الفصوص فى الحكمة للشيخ ابى نصر . . . الفارابى . ظاهرا قيد « الحكم » از اضافات ديگرانست فتأمل . تبصره : اين عبارت اخير منقول اسفار ( لوحصل سلسلة الوجود . . . ) در هيچيك از نسخ مخطوط و مطبوع و مشروح ومترجم فصوص الحكم فارابى كه در تصرف داريم ، وجود ندارد . فارابى در تصنيف فصوص از منهل قرآن ارتواء كرده است تبصره : فصوص الحكم فوق فلسفه رائج مشاء غالبا بسبك افلاطونيان جديد و اهل اشراق بحث مىكند ، بلكه بايد آن را در عداد حكمت متعاليه محسوب داشت و بعضى از لطائف آن را در زمره غرر مسائل قرآنيه از حكيمه و عرفانيه دانست ، چنان كه در مطاوى مباحث دانسته مىشود . و چون اين رساله بطريق عارفان نگاشته شد ، بيشتر به اصطلاحات قرآن و اشراق در آن تعبير شده است . فصوص الحكم زبده و خلاصه اى در حكمت الهى و عرفان و معرفت نفس است و خلاصه و كوتاهى سخن اين كه فارابى در تصنيف فصوص از منهل قرآن كه عين حيات است ارتواء كرده است . اينكه در بيان مطالب اين فص گوييم : اين فص در زيادت وجود بر ماهيت است ، و اين مطلب بر ممشاى مشاء طريقى است كه منتهى مىشود به دو امر كه هر يك اساس اصيل حكمت است و ديگر مسائل حكميه مطلقا متفرع بر آنست : يكى اثبات