الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
72
شأن نزول آيات قرآن ( فارسى )
آن هراس داشتند و بهانهء فرار قرار داده بودند مبتلا ساخت و بيمارى طاعون در آنها شايع شد ، آنها خانههاى خود را ترك كرده و براى نجات از طاعون فرار كردند ، اما در بيابان همگى از بين رفتند ، مدتها از اين جريان گذشت و « حِزقِيل » « 1 » يكى از پيامبران بنىاسرائيل ، از آنجا عبور نمود و از خدا خواست آنها را زنده كند ، خداوند دعاى او را اجابت نمود و آنها به زندگى بازگشتند . « 2 » * * * ( ( 245 ) ) مَنْ ذَا الَّذي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً كَثيرَةً وَ اللَّهُ يَقْبِضُ وَ يَبْصُطُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ كيست كه به خدا « قرض الحسنهاى » دهد ، ( و از اموالى كه خدا به او بخشيده ، انفاق كند ، ) تا آن را براى او ، چندين برابر كند ؟ و خداوند است كه ( روزى بندگان را ) محدود ياگسترده مىسازد ؛ ( و انفاق ، هرگز باعث كمبود روزى آنها نمىشود ) . و به سوى او باز مىگرديد . شأن نزول : معاملهء پر سود در شأن نزول اين آيه ، چنين نقل كردهاند : روزى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : هر كس صدقهاى بدهد دو برابر آن در بهشت خواهد داشت ، « ابو الدّحداح انصارى » عرض كرد : اى رسول خدا ! من دو باغ دارم اگر يكى از آنها را به عنوان صدقه بدهم دو برابر آن را در بهشت خواهم داشت ؟ فرمود : آرى . عرض كرد : أُمُّ الدّحداح نيز با من خواهد بود ؟ فرمود : آرى . عرض كرد : فرزندان نيز با من هستند ؟
--> ( 1 ) « حِزْقيل » طبق بعضى از روايات ، سومين پيشواى بنىاسرائيل بعد از موسى عليه السلام بود ( « مجمع البيان » ، ذيل آيهء مورد بحث ؛ « بحار الانوار » ، ج 13 ، ص 383 ) . ( 2 ) « كافى » ، ج 8 ، ص 198 و 199 ؛ « بحار الانوار » ، ج 6 ، ص 120 و 123 ، و ج 13 ، ص 381 و 382 و 385 ؛ « مجمع البيان » ، ذيل آيهء مورد بحث .