الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
100
شأن نزول آيات قرآن ( فارسى )
( 75 ) وَ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطارٍ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ وَ مِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدينارٍ لا يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ إِلَّا ما دُمْتَ عَلَيْهِ قائِماً ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لَيْسَ عَلَيْنافِي الْأُمِّيِّينَ سَبيلٌ وَ يَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ و در ميان اهل كتاب ، كسانى هستند كه اگر ثروت زيادى به رسم امانت به آنها بسپارى ، به تو باز مىگردانند ؛ و كسانى هستند كه اگر يك دينار هم به آنانبسپارى ، به تو باز نمىگردانند ؛ مگر تا زمانى كه بالاى سر آنها ايستاده ( و بر آنها مسلط ) باشى . اين به خاطر آن است كه مىگويند : « ما در برابر امّيين ( غير يهود ) مسئول نيستيم » . و بر خدا دروغ مىبندند ؛ در حالى كه مىدانند ( اين سخن دروغ است ) . شأن نزول : امانتداران و خائنان اين آيه ، دربارهء دو نفر از يهود نازل گرديده كه يكى امين و درستكار ، و ديگرى خائن و پست بود نفر اوّل « عبداللَّه بن سلام » بود كه مرد ثروتمندى 1200 اوقِيِّه « 1 » طلا نزد او به امانت گذارد ، عبداللَّه همهء آن را به موقع به صاحبش رد كرد و به واسطهء امانتدارى خداوند او را در آيهء فوق مىستايد . نفر دوم « فنحاص بن عازورا » است كه مردى از قريش يك دينار به او امانت سپرد ، « فنحاص » در آن خيانت كرد ، خداوند او را به واسطهء خيانت در امانت نكوهش مىكند . « 2 » بعضى گفتهاند : منظور در جملهء اوّل ، جمعى از نصارى بودند و اما كسانى كه خيانت در امانت نمودند يهود مىباشند . « 3 »
--> ( 1 ) « اوقِيِّه » يك دوازدهم « رِطْل » ، معادل هفت مثقال است و جمع آن « أَواقٍ و أَواقِّى » است . ( 2 ) « مجمع البيان » ، ذيل آيهء مورد بحث ؛ « بحار الانوار » ، ج 9 ، ص 71 ؛ « تفسير قرطبى » ، ذيل آيهء مورد بحث ؛ « بحر المحيط » ، ذيل آيهء مورد بحث ؛ « تفسير كبير فخر رازى » ، ذيل آيهء مورد بحث ؛ « تفسير كشاف » ، ذيل آيهء مورد بحث . ( 3 ) « مجمع البيان » ، ذيل آيهء مورد بحث ؛ « بحار الانوار » ، ج 9 ، ص 71 ؛ « بحر المحيط » ، ذيل آيهء مورد بحث ؛ « تفسير كبير فخر رازى » ، ذيل آيه ؛ « تفسير كشاف » ، ذيل آيه .