الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
101
شأن نزول آيات قرآن ( فارسى )
اگر هر دو هم مراد باشد مانعى ندارد ؛ زيرا مىدانيم ، گرچه غالب آيات قرآن در مورد خاص نازل شده اما جنبهء عمومى داردوبهاصطلاح مورد مخصص نخواهد بود . * * * ( ( 77 ) ) إِنَّ الَّذينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ أَيْمانِهِمْ ثَمَناً قَليلًا أُولئِكَ لا خَلاقَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ وَ لا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَ لايَنْظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لا يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ كسانى كه پيمان الهى و سوگندهاى خود ( به نام مقدس او ) را به بهاى ناچيزى مىفروشند ، آنها بهرهاى در آخرت نخواهند داشت ؛ و خداوند با آنها سخن نمىگويد و به آنان در قيامت نمىنگرد و آنها را ( از گناه ) پاك نمىسازد ؛ و عذاب دردناكى براى آنهاست . شأن نزول : سوگند براى منافع مادّى جمعى از دانشمندان يهود مانند « ابى رافع » ، « حُيَىّ بن اخطب » و « كعب بن اشرف » به هنگامى كه موقعيت اجتماعى خود را در ميان يهود در خطر ديدند كوشش كردند نشانههائى كه در « تورات » دربارهء آخرين پيامبر وجود داشت و شخصاً در نُسَخى از « تورات » با دست خود نگاشته بودند ، تحريف نمايند و حتى سوگند ياد كنند : آن جملههاى تحريف شده از ناحيهء خدا است ! به همين جهت آيهء فوق ، نازل گرديد و شديداً به آنها اخطار كرد . « 1 » جمعى از مفسران نيز گفتهاند : اين آيه دربارهء « اشعث بن قيس » نازل گرديد كه به دروغ مىخواست ، زمين ديگرى را تملك كند ، هنگامى كه آمادهء اداى سوگند براى ادعاى خود شد ، آيهء فوق نازل گرديد و در اين هنگام « اشعث بن قيس » ترسيد و اعتراف به حق كرد و زمين را به صاحبش بازگرداند . « 2 »
--> ( 1 ) « مجمع البيان » ، ذيل آيهء مورد بحث ؛ « بحار الانوار » ، ج 9 ، ص 71 و ج 66 ، ص 118 ؛ « تفسير طبرى » ، ذيل آيه ؛ « بحر المحيط » ، ذيل آيه ؛ « تفسير آلوسى » ، ذيل آيه . ( 2 ) « مجمع البيان » ، ذيل آيهء مورد بحث ؛ « بحار الانوار » ، ج 9 ، ص 71 و ج 66 ، ص 118 ؛ « تفسير طبرى » ، ذيل آيه ؛ « تفسير قرطبى » ، ذيل آيه ؛ « تفسير آلوسى » ، ذيل آيه .