خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : الشيخ ناصر مكارم الشيرازي )
16
نهج البلاغة با ترجمه فارسى روان ( فارسى )
مهم اين است كه بدانيم چرا وبه چه دليل نهجالبلاغه چنين كششى دارد كه أرواح قلوب را به تسخير خود در مىآورد ، تا آن جا كه آشنايى با اين كتاب ، مسير فكر وزندگى جمعى را دگرگون ساخته وفصل نوينى از حيات وزندگى آميخته با آگاهى وسيع واحساس مسؤوليّت ، وجذبهء لطيف عرفانى براي آنها فرآهم ساخته است . به عقيدهء نگارنده ، اين موضوع دلايل زندهاى دارد كه مهمترين آنها عبارت است از : 1 - در نهجالبلاغه همهجا سخن از همدردى با طبقات محروم وستمديدهء انسانها است ، همه جا سخن از مبارزهء با ظلم وبىعدالتى وبىدادگرىهاى استثمارگران وطاغوتهاست . 2 - نهجالبلاغه همه جا در مسير آزادى انسانها از زنجير اسارت هوا وهوسهاى سركشى كه آنها را به ذلّت وبدبختى مىكشاند ، از زنجير اسارت ستمگران خودكامه ، وطبقات مرفّه پر توقّع ، از زنجير اسارت جهل وبىخبرى ، گام بر مىدارد ، واز هر فرصتى براي اين هدف استفاده مىكند ، وهشدار مىدهد كه هرجا نعمتهاى فراوانى روى هم انباشته شده ، حقوق از دست رفتهاى در كنار آن به چشم مىخورد . 3 - جذبههاى عرفانى نهجالبلاغه چنان است كه أرواح تشنه را با زلال خود آن چنان سيراب ومست مىكند كه نشئهء شراب طهورش از تمام ذرّات وجود آدمي آشكار مىگردد . 4 - در هر ميدانى كه گام مىنهد چنان حقّ سخن را ادا مىكند ودقايق را مو به مو شرح مىدهد كه گويى گويندهء اين سخن تمامى عمر را ، به بحث وبررسى روى همين موضوع اختصاص داده ونه غير از آن . آيا به راستى اين صحنههاى مختلف نهجالبلاغه كه هر كدام در نوع خود كمنظير يا بىنظير است از اعجابانگيزترين ويژگىهاى اين كتاب بزرگ محسوب نمىشود ؟ !
--> شريف رضى ( ره ) در ششم محرّم سال 406 هجرى از جهان چشم بربست . به هنگام وفاتش شخصيّتهاى مهمّ از هر طبقه پياده وپابرهنه در منزل أو حاضر شدند ودر خانهاش كه در محلّهء كرخ قرار داشت ، مراسم فوقالعادهاى برگزار شد وپس از مدّتى جسد أو را به كربلا منتقل ساختند وأو را كنار قبر پدرش دفن نمودند وآنچنان كه از تاريخ بر مىآيد قبر أو از آغاز در حائر مقدّس امام حسين عليه السلام معروف ومشهور بوده است . سيّد مرتضى برادر سيّدرضى بر جنازهء أو حضور نيافت وبر أو نماز نخواند ، همچنان با ناراحتى فراوان به سوى قبر امام موسى بن جعفر عليه السلام حركت كرد وبراي تخفيف أمواج غم واندوه در كنار قبر امام هفتم نشست . شعراى بسيارى پس از مرگ برايش مرثيه سرودند .