الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

41

مناظرات تاريخى امام رضا ( ع ) با پيروان مذاهب و مكاتب ديگر ( فارسى )

نوفلى كه از ياران حضرت بود ، مى گويد : وقتى ياسر خادم از مجلس بيرون رفت ، امام عليه السلام نگاهى به من كرد و فرمود : تو اهل عراق هستى و مردم عراق ظريف و باهوش اند . در اين باره چه مى انديشى ؟ مأمون چه نقشه اى در سر دارد كه اهل شرك و علماى مذاهب را گرد آورده است ؟ نوفلى مى گويد : عرض كردم : او مى خواهد شما را محك بزند و بداند پايهء علمى شما تا چه حد است ، ولى كار خود را بر پايهء سستى بنا نهاده . به خدا سوگند طرح بدى ريخته و بناى بدى نهاده است ! امام عليه السلام فرمود : چه بنايى ساخته و چه نقشه اى كشيده است ؟ نوفلى كه هنوز به مقام شامخ علمى امام عليه السلام معرفت كامل نداشت و از توطئهء مأمون وحشت كرده بود ، عرض كرد : علماى علم كلام اهل بدعت اند و مخالف دانشمندان اسلام اند ، چرا كه عالِم واقعيت ها را انكار نمى كند ، امّا اين ها اهل انكار و سفسطه اند . اگر دليل بياورى كه خدا يكى است ، مى گويند : اين دليل را قبول نداريم . اگر بگويى : محمّد رسول الله است ، مى گويند : رسالتش را اثبات كن . خلاصه ( آن ها افرادى خطرناك اند و ) در برابر انسان دست به مغالطه مى زنند و آن قدر سفسطه مى كنند تا انسان از حرف خودش دست بردارد . فدايت شوم ، از اين ها بر حذر باش ! امام عليه السلام تبسمى فرمود و گفت : اى نوفلى ، تو مى ترسى دلايل مرا باطل كنند و راه را بر من ببندند ؟ !