الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
15
مناظرات تاريخى امام رضا ( ع ) با پيروان مذاهب و مكاتب ديگر ( فارسى )
شعار ثابت و قطعى انقلاب هاى اسلامى و مردمى بر ضد بنى اميه بود ، روى كار آمدند . « 1 » مردم مسلمان گمان مى كردند كه چون آن ها به راستى نسبتى با پيامبر صلى الله عليه و آله و سلّم دارند ، مى خواهند آيين و سنت او را زنده كنند و مرهمى بر زخم هاى جانكاه دوران بنى اميه بگذارند ؛ امّا بنى عباس به سرعت نقاب ها را كنار زدند و هنگامى كه پاى خود را محكم ديدند ، همان حكومت خودكامه و استبدادى و خفقان بار بنى اميه را تكرار كردند ، و حتى بسيارى از جنايت هاى آن ها از بنى اميه نيز پيشى گرفت ! « 2 »
--> ( 1 ) . تاريخ التمدن الاسلامى ، ج 1 ، ص 125 . ( 2 ) . ستمى كه بنى عباس كردند ، هرگز بنى اميه نكردند . يكى از شعرا مى گويد : تاللهِ ما فعلت أمى فيهمُ * معشارَ ما فعلت بنو العبّاس ! به خدا سوگند كه بنى اميه يك دهم ستمى را كه بنى عباس به « علويان » كردند ، روا نداشتند ( شرح ميميه ابوفراس ، ص 119 ) . به راستى ، اشعارى كه شعراى آن زمان سروده اند ، آيين تمام نمايى است كه احساس جانكاه يأس و شكست و سرخوردگى آن نسل انقلاب را نشان مىدهد . يكى از شعراى آن زمان به نام ابوعطا افلح بن يسار الندى ( م 180 ق ) كه عصر امويان و عباسيان را درك كرده ، در مقايس اين دو عصر ، چنين آرزو مىكند : يا ليت جورَ بنى مروان دام لنا ! * وليت عدل بنى العبّاس فى النارِ اى كاش ظلم بنى مروان بر ما هم چنان ادامه داشت و اى كاش عدل بنى عباس در آتش مى سوخت ! ( المحاسن و المساوى ، ص 246 ؛ المهديه فى الاسلام ، ص 55 ) . گويند : منصور روزى از دوست دوران كودكى اش عبدالرحمان آفريقايى پرسيد : « كيف سلطانى من سلطان بنى اميه ؟ » . عبدالرحمان پاسخ داد : « ما رايت فى سلطانهم شيئاً من الجور الا رأيته فى سلطانك » ؛ در دوران سلطنت آنان هيچ ستمى نبود كه در سلطنت تو نديده باشم ( تاريخ الخلفاء ، ص 105 ) . .