الشيخ المفيد ( مترجم : محلاتى )
36
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى )
آنگاه شبث بن ربعى ، و حجار بن ابجر ، و يزيد بن رويم ، و عروة بن قيس ، و عمرو بن حجاج زبيدى ، و محمد بن عمرو تيمى به آن حضرت عليه السّلام نامهء نوشتند بدين مضمون : پس از حمد و ثناى پروردگار همانا باغها سر سبز و ميوهها رسيده پس هر گاه خواهى بيا بسوى لشكر بسيار و مجهزى ( كه براى ياريت آماده است ) ؟ و السّلام . ( 30 ) و نامهرسانها و فرستادگان يكى پس از ديگرى در نزد آن حضرت بهم رسيدند ، امام عليه السّلام از فرستادگان حال مردم را پرسيد سپس بوسيلهء هانى بن هانى و سعيد بن عبد اللَّه كه آخرين فرستادگان مردم كوفه بودند نامهء بدين مضمون به آنها نوشت : « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ » نامهايست از حسين بن على بگروه مؤمنان و مسلمانان ، اما بعد همانا هانى و سعيد نامههاى شما را به من رساندند ، و اين دو آخرين فرستادگان شما بودند ، و من همهء آنچه داستان كردهايد و يادآور شدهايد دانستم ، سخن بيشتر شما اين بود كه : براى ما امام و پيشوائى نيست پس بسوى ما بيا ، شايد خداوند بوسيلهء تو ما را بر حق و هدايت گرد آورد ، و من هم اكنون برادرم و پسر عمويم و آن كس كه مورد اطمينان و وثوق من در ميان خاندانم مىباشد ( يعنى ) مسلم بن عقيل را بسوى شما گسيل داشتم ، تا اگر مسلم براى من نوشت كه رأى و انديشهء گروه شما و خردمندان و دانايانتان همانند سخن فرستادگان شما و آنچه من در نامههاتان خواندم مىباشد ، ان شاء اللَّه به زودى بنزد شما خواهم آمد ، بجان خودم سوگند امام و پيشوا نيست جز آن كس كه بكتاب خدا در ميان مردم حكم كند ، و بدادگسترى و عدالت بپاخيزد ، و بدين حق ديندارى كند ، و خود را در آنچه مربوط به خدا است نگهدارى كند . و السّلام .