هادى الوندى
75
سرو قامتان ، نگاهى به زندگى اجتماعى ، سياسى و علمى آيت الله العظمى شهيد سيد محمد صدر ( قده ) ( فارسى )
شجاعت و توكّل رژيم بعث درصدد بر آمده بود تا به هر طريق ممكن ، سيّد شهيد را ترور كند و اخبار آن از سيّد پنهان نمىماند و توسط محبّان و ارادتمندان ايشان به اطرافيان و سپس به جناب سيّد منتقل مىشد ، ولى او در برابر اين توطئهها خم به ابرو نياورده و حتى حاضر نبود به خاطر حفظ جان خويش ، عدّهاى را به خطر بياندازد . ابومحمّد بصرى مىگويد : « به خدمت شهيد صدر رسيدم و ايشان را از ماجراى ترور باخبر ساختم و نقشه را بهطور كامل برايشان شرح دادم . ايشان از من تشكر كرد و فرمود : كارها دست خداست ! آنها در هر فرصتى ، درصدد ترور من هستند . امّا كارها به دست خداست ! به ايشان گفتم : آقاى من ! ما گروهى داوطلب براى محافظت از شما داريم كه هيچ چيزى نمىخواهند جز اينكه شما با اين كار موافقت كنيد . در جواب گفت : شما نمىتوانيد كارى بكنيد . آنها اگر بخواهند مرا بكشند ، شما را هم همراه من مىكشند ، شما سلاح هم نمىتوانيد به همراه داشته باشيد ، خدا به شما بهترين پاداش را بدهد . پس از آن جريان ديديم كه ايشان در حركاتشان كمى احتياط را مراعات مىكردند . » « 1 » ابومحمّد بصرى در ادامه مىگويد : جناب سيّد شهيد داستان ورود شبانهء طاهر حبوش ، مسئول سازمان امنيت عمومى صدام ، « 2 » را در ماجراى فرمان پيادهروى نيمه شعبان اينگونه نقل مىكند :
--> ( 1 ) . ماهنامه الجمعه ، شماره 26 ، مصاحبه با ابومحمّد بصرى ، شوال ذىالقعده ، 1422 ه - . ق ، ص 8 . ( 2 ) . وى جنايتكارى بسيار خطرناك بود كه مردم از آوردن نام او هم واهمه داشتند .