محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )
98
اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )
پيش از آنكه سخن من به پايان برسد يكى از حضار بهنام شيخ على معجل كه يكى از بازرسان اين مركز بود . روبه مدير كرد و از او اجازه سخن خواست . گويا مىخواست به جنگ من بيايد و به همين جهت از رئيسش اذن مبارزه مىطلبيد لذا از من پرسيد : منظور شما از تعصب چيست ؟ گفتم : همه مسلمانان پيرو يك دين و برادر همديگرند و اختلافات آنان ريشهدار و عميق نيست ، مقصود من از ترك تعصب اين است كه شما و امثال شما ، هركسى را كه به وحدانيت خداوند اقرار نموده و به او ايمان آورد ، تكفير نكنيد و همچنانكه مشهور است شما وهابىها به غير از خودتان بقيه مسلمانان را كافر مىدانيد و اين امر هيچ علتى ندارد بجز اينكه او وهابى نيست . گفت : البته مسلمانان بايد واقعا و از روى حقيقت به توحيد ايمان داشته باشند . گفتم : آنچه كه معروف است مراد از حقيقت ايمان عبارت است از يقين در دل و اقرار و اعتراف به زبان و انجام دادن اركان و دستورات اسلامى است . و دستورات اسلامى عبارت است از روزه ، نماز ، حج ، زكات ، و . . . و همه مسلمانان اين دستورات را انجام مىدهند « 1 » .
--> ( 1 ) . رجوع كنيد به الكافى : 1 / 399 ح 2 ، بصائر الدرجات : 10 / 519 ح 1 و ص : 539 باب 19 ، بحار الانوار : 2 / 94 ح 34 ، المحتضر حسن بن سليمان حلى : 10 ، وسائل الشيعة : 27 / 69 ح 21 ، مستدرك الوسائل : 17 / 275 ح 26 .