محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )
97
اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )
در آنجا نبود به اطاق دومى كه رسيدم مردى را در آنجا ديدم ، همين كه او متوجه من شد به اطاق دست چپى اشارهاى كرد و گفت بفرماييد آنجا . وارد آن اطاق شدم چهار ، پنج نفر پهلوى هم نشسته بودند سلام گفتم و نشستم و گفتم : من از اهالى كشور لبنان هستم و براى زيارت خانه خدا مشرف شدهام و علاقمندم با تشكيلات مذهبى و كارهايى كه انجام ميدهيد آشنا شوم . در اولين سؤالم پرسيدم : منظور شما از عنوان تابلو « بازرسى دينى » چيست ؟ آيا به تفتيش عقايد مىپردازيد و كسانى را كه دچار انحراف هستند اصلاح ميكنيد ؟ يكى از آنها كه سرپرست ديگران بود و اسمش شيخ محمد بن عبد اللّه آل الشيخ و برادرش هم وزير فرهنگ عربستان سعودى بود گفت : نه هرگز ، ما فقط كودكان را براساس اخلاق و عقايد اسلامى تعليم مىدهيم و كتابهايى را كه به اين منظور چاپ شده و براى تدريس در اين مقطع در نظر گرفته مىشود تحت كنترل قرار مىدهيم و بر فعاليت اساتيد و نحوه پيشرفت آنان نظارت مىكنيم . گفتم : كار پسنديدهاى است . ولى آنچه بيش از اين اهميت دارد روش كار و طرز فكرى است كه گردانندگان اين اداره ممكن است داشته باشند و اينكه تا چه اندازه مىتوانند مطابق پيشرفتهاى بشرى مسائل مذهبى و دينى را طرح كنند تا مردم اعم از كوچك و بزرگ به آنها رغبت نشان دهند و من هيچ چيز را مانند تعصب كوركورانه مانع از رسيدن به اهداف اسلامى و انسانى نمىدانم و اميدوارم شما نيز از اين حقيقت غفلت نكنيد .