محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )

63

اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )

--> - دوم اين‌كه زيادتى كه آن‌را انكار كرده‌اند در مسند امام احمد موجود است : 1 / 119 به دو شيوه و : 4 / 281 ، 370 ، 372 ، سنن ابن ماجه : 1 / 43 ح 116 ، المستدرك : 3 / 109 ، خصائص النسائى : 21 - 27 ، البداية و النهاية : 5 / 183 ، همچنين رجوع كنيد به مصادرى كه در شرح و توضيح حديث ذكر شد « خدايا با دوستانش دوست و با دشمنانش دشمن باش » . برخى ديگر گفته‌اند سوره معارج مكى است و بيش از ده سال قبل از واقعه غدير نازل شده است . اجماع بر آن است كه كل اين سوره مكى است ولى اين امر منافاتى ندارد با اين‌كه يك يا دو آيه از آن در مدينه نازل شده باشد . بسيارى از سوره‌ها مثل سوره عنكبوت به همين صورت است . همان‌طور كه در تفسير طبرى آمده است ، سوره عنكبوت مكى است ولى ده آيه اول آن مدنى است . همچنين چندين سوره از سوره‌هاى مدنى دربردارنده آيات مكى است مثل سوره مجادله . در تفسير ابو سعود و در حاشيه جلد هشتم تفسير رازى : 148 ، و در السراج المنير : 4 / 210 آمده است كه به جز ده آيه اول اين سوره ، بقيه آياتش مدنى است . ( رجوع كنيد به الغدير : 1 / 257 ) . اختلاف‌نظرها و ديدگاه‌هاى ديگرى هم وجود دارد كه نويسنده الغدير بيان كرده و اين‌گونه به آنها پاسخ داده كه اين آيه سال‌ها پيش از واقعه غدير در جنگ بدر نازل شد . به دليل گفته‌هاى مشركان مكه اين آيه نازل شد و بر آنها عذاب فرود نيامد يا مانند آيه اصحاب فيل است . اين‌كه حارث مسلمان بود يا اين‌كه ناشناخته بود ، به‌خاطر اختصار از پرداختن به اين موارد صرف‌نظر كرديم . مراجعه كنيد به الغدير : 1 / 258 - 266 و البداية و النهاية ابن كثير : 1 / 276 ، چاپ دار الأحياء - بيروت . تفسير الثعلبى ، و تذكرة الخواص : 30 چاپ تهران ، و تفسير ابو سعود عمادى : 9 / 29 چاپ دار الأحياء ، تفسير السراج المنير : 4 / 364 ، مجمع البيان طبرسى : 5 / 446 ، المستدرك : 2 / 502 ، تفسير سوره معارج قرطبى ، تاريخ ابن خلكان : 4 / 60 شماره « 354 » چاپ دار الثقافه - بيروت ، و تفسير غريب القرآن هروى . برخى ديگر گفتند : اسامة بن زيد به على عليه السّلام گفته : تو مولاى من نيستى مولاى من - آزادكننده من - فقط رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم است . رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم فرمود : هركه من مولاى اويم - آزادكننده او هستم - على مولاى - آزادكننده - اوست . پس حديث در خصوص آزادى -