محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )
64
اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )
--> - اسامة بن زيد است نه اينكه على مولاى مؤمنين است . ابن اثير اين اشكال را در « النهايه » : 5 / 227 مطرح كرده است . پاسخ : كسىكه كمترين مطالعات را در زمينه علوم اسلامى داشته نيز مىداند كه اگر پيامبر اسامه را آزاد كرده باشد آزادى دوباره او بهدست امام على عليه السّلام هيچ معنايى ندارد ، چطور چنين چيزى ممكن است درحالىكه امام على عليه السّلام به اعتراف صحابه عادلترين آنهاست . پيش از اين مصادرى را كه به كلام عمر بن خطاب ( عادلترين ما على است ) اشاره كردهاند بيان كرديم به آنها رجوع كنيد . صاحب « السيرة الحلبية » در جلد 3 ، صفحه 275 اشكالى بسيار واهى تراشيده است و حتى يك دليل هم براى نقض حديث غدير نياورده بلكه اكتفا كرده به نقل حادثهاى كه براى بريده اتفاق افتاد و جنگيدن او به همراه امام على عليه السّلام در يمن و اينكه چگونه بريده با تندى و خشونت امام على عليه السّلام مواجه شد و شكايت بريده از على عليه السّلام نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم و اعتراف بريده به اينكه نزد پيامبر درباره على سخن گفتم و عيبهايش را ذكر كردم چهره رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم را ديدم كه فرمود : اى بريده آيا من نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر نيستم ، گفتم : بله اى رسول خدا ، فرمود : هركه من ، مولاى اويم على مولاى اوست . صاحب « السّره » ادعا كرده كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم اين سخن را تنها به بريده گفته است هنگامىكه او در مكه بوده سپس آنرا برصحابه تعميم داد ، خطبهاى ايراد كرد و ساحت امام على عليه السّلام از آنچه برضد او مىگفتند پاك كرد . پاسخ : شكايت مردم و بريده در ايام حج و در مكه بود و رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم فرمود : كه اين شكايت نابجاست زيرا امام على عليه السّلام بعد از اينكه با عجله از يمن برگشت تا در مكه براى بجا آوردن حج به رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم بپيوندد شخصى را بهجاى خودش بر لشكريان گمارد . آن مرد دست بهكار شد و برتن هريك از سربازان جامهاى از پارچه كتان پوشاند كه با خود از نجران آورده بود . هنگامىكه سپاه نزديك شد و امام على عليه السّلام براى ديدن آنها رفت لباسها را برتن آنان ديد پس به آن شخص فرمود : واى بر تو ! اين چيست ؟ او گفت : اين لباسها را برتن آنان -