محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )

39

اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )

ثالثا : معناى حج گزاردن انسان روشن است ولى براى حج گزاردن شتر چه مفهومى مىتوان تصور كرد ؟ اگر منظور اين است كه شتر امام عليه السّلام از لحاظ حمل حاجى مجازا حاجى خوانده مىشود پس چرا شتر آن مرد بصرى كه طبق مفاد حديث حاجى واقعى بوده حاجى حساب نمىشود آيا او پياده حج گزارده بود ؟ خدا مىداند . به‌هرحال اگر بخواهيم حديث را توجيه كنيم بايد بگوييم كه امام و آن مرد بصرى ثواب حج را به استحقاق و ساير مردم به تفضل « 1 » دريافت ميكنند ، در هر صورت نتيجه يكى است و آن اين‌كه همه حاجيان مشمول لطف خدا هستند چه از راه تفضل و چه از طريق استحقاق پس مشكل حج گزاردن شتر به قوت خود باقى است . صحنه‌هايى از حج در خلال مناسك حج صحنه‌هايى مشاهده كردم كه عميق‌ترين اثر را در دل من گذاشت و شكى ندارم كه صحنه‌هاى مهيج‌تر و جالبترى هم بوده كه من موفق بديدن آنها نشده‌ام

--> - 1 / 257 ح 147 و 148 ، سنن ابن ماجه : 1 / 176 ح 529 و 530 ، « الخلاف » شيخ طوسى : 1 / 494 . ( 1 ) . علماى علم كلام اتفاق‌نظر دارند كه گناهكار سزاوار مجازات كردن است ولى اختلاف‌نظرشان در اين است كه پاداشى كه نصيب فرد مطيع و فرمانبردار مىشود به خاطر استحقاق اوست يا از سر لطف و مرحمت خداوند است ؟