محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )
374
اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )
معينى درنمىآيد بلكه در هر لحظه انسان در شرايط ويژهاى قرار مىگيرد كه پيشرفت و ترقى ، عقبافتادگى و شكست هيچكدام كاملا و صددرصد قابل پيشبينى نيست و مقياس معلومى كه داراى استثنا نباشد وجود ندارد چه بسا انسان در يك قدمى پيروزى قرار مىگيرد اما ناگهان اوضاع دگرگون شده و تمام تلاشهاى انسان بىنتيجه مىشود و چه بسا انسان خود را دچار مشكلات جانكاه مىبيند ولى دفعتا تمام مشكلات از ميان رفته و انسان با شادى و شعف به مقصود خود مىرسد . گاه فردى را مىبينيد كه مانند سنگ پشت به زحمت خود را به زمين مىكشد و ديگرى در آسمانها بهسوى مريخ به پرواز درمىآيد ولى در يك چشم به هم زدن فرد ضعيف و ناتوان بهجاى دومى قرار مىگيرد و دومى مانند سنگى بىحركت مىافتد . به نظر شما اين صحنههاى مختلف چه فلسفهاى مىتواند داشته باشد ؟ من در هر چيزى هم شك كنم در اين موضوع ترديدى ندارم كه راز اين صحنههاى گوناگون زندگى اين است كه بشر درس عبرت بگيرد ، فرد ضعيف و ناتوان نااميد نشود و تن به ذلت و خوارى نسپارد و شخص نيرومند طغيان نكند و امان مردم بينوا را نبرد ، تهيدستان محزون و غمگين نباشند و ثروتمندان به مال و داراييشان ننازند همه در پيش چشم خود مجسم كنند كه انسان گاه غالب و گاه مغلوب مىشود .