محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )

362

اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )

آيا شباهت زيادى كه بين يزيد بن معاويه و بين عبد العزيز و فرزندش سعود وجود دارد را توجه داريد ؟ آيا احساس مىكنيد كه دل هر مسلمانى اگرچه شيعه هم نباشد نسبت به كسانىكه به آثار پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم و اهل بيت عليهم السّلام گراميش اهانت روا مىدارند لبريز از خشم و نفرت است ؟ و بالاخره از شما خواننده محترم مىپرسم اين همه قتل عام و غارتگريها در شهرهاى اسلامى با روح اسلام و تعاليم آزادىبخش آن سازش دارد ؟ آيا اين اعمال زشت و ضد اسلامى دليل اين نيست كه وهابيها منافق‌اند و گفتار و كردارشان هماهنگ نمىباشد ؟ اين ، روزگار و دوران عبد العزيز به اصطلاح پادشاه اسلامى است كه همه‌اش آشوب ، جنگ ، كشتار ، خرابكارى ، چپاول و اهانت به مقدسات دينى و اسلامى است و دائما دار و ندار گروهى مسلمان بينوا ، ناتوان ، گرسنه و برهنه غارت مىشده است . عبد العزيز با همين سياست جنگ و فتنه رياض را از دست ابن دواس و ساير شهرها را از دست حكمرانان آنها گرفت و همه را تحت فرمان خود درآورد و عسير ، حجاز و قطيف را جزو متصرفات خود كرد . عبد العزيز در سال 1218 هجرى قمرى به‌دست مردى شيعى به قصد انتقام جسارتهايى كه عبد العزيز سعودى به ضريح مقدس حضرت سيد الشهداء عليه السّلام كرده بود كشته شد . فيليپى در تاريخ خود مىنويسد : اين مرد در لباس و شكل دراويش وارد شهر درعيه شد ، چند روزى در آنجا ماند او هر روز پشت سر عبد العزيز نماز جماعت مىخواند روزى غفلتا خود را روى عبد العزيز انداخت و با كارد شكم او را مورد هدف قرار داده