محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )

363

اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )

و او را به هلاكت رساند ، مردم در همان هنگامه به‌سوى او هجوم آورده و او را كشتند « 1 » . پس از اين واقعه زمامداران سعودى به هنگام خواندن نماز جماعت دو نفر نگهبان براى خود تعيين مىكردند تا مبادا كسى آنها را غافلگير كند . آيا زمامدار دادگر و عادل و عامل به قرآن و سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم از كسى مىترسد و براى خود محافظ تعيين مىكند ؟ مگر پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم و جانشينان نيكوسيرت و عادل او نبودند كه بدون نگهبان در كوچه و بازار راه مىرفتند و به هر شهر و كشور بدون واهمه قدم مىنهادند . آرى تنها عدالت و دين به معنى واقعى نگهبان و نگاهدارنده آنان بود . سعود بن عبد العزيز پس از كشته شدن عبد العزيز ، پسرش سعود به‌جاى او نشست او نخستين كارى كه كرد به تصرف دو شهر زبير و بصره از شهرهاى عراق پرداخت و اهالى آن دو شهر را قتل عام و اموالشان را غارت كرد در سال 1218 هجرى قبر طلحه و زبير را با خاك يكسان نمود و در سال 1220 ه ق شهر نجران و در سال 1225 ه ق شام را فتح كرد و بر شهر

--> ( 1 ) . مراجعه كنيد به تأريخ نجد : 100 ، آراء علماء السّنّة فى الوهابية : 85 ، مدافع الفقهاء ( التطرف بين فقهاء السلف و فقهاء الخلف ) صالح وردانى : 119 ، چاپ اول .