محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )

35

اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )

شخصى گفت : در عبادت ركوع و سجود ، و سعى و طواف و . . . كافى است و ديگرى مىگفت : عبادت يك نوع تفكر فلسفى است ، و شخصى گمان مىكرد كه عبادت همان رياضت و مكاشفه است ، اما در حقيقت قلبى كه متوجه رحمت خدا و يقين به مغفرت او داشته باشد عبادت واقعى است و همه حجاج اميد به رحمت خدا و يقين به مغفرت او را در دل دارند مگر كسانىكه حج را وسيله‌اى براى رسيدن به اميال دنيوى قرار داده‌اند اگر در هر چيزى شك كنم ، هرگز شك ندارم در اينكه خداوند هركسى را كه او ( خدا ) را مقصد و هدف قرار دهد تمام اعمالش را مورد قبول قرار مىدهد حتى جاهلى كه طواف را بدرستى انجام ندهد و در برداشتن سنگ براى رمى جمرات « 1 » اشتباه كند . . .

--> ( 1 ) . « الخرش البرش » نگاه كنيد به « لسان العرب » : 264 و 293 . به اعتقاد همه به جز ابو حنيفه آنچه براى « رمى » به‌كار مىرود بايد از جنس سنگ باشد ، در رمى جمرات ، پرتاب نمك ، آهن ، مس ، چوب ، سفال و چينى و مانند آن كفايت نمىكند . ولى ابو حنيفه معتقد است كافى است كه از جنس زمين باشد ؛ سفال باشد يا گل و يا سنگ ، فرقى نمىكند . همچنين سنگريزه بايد دست نخورده و استفاده نشده باشد يعنى قبلا آن‌را پرتاك نكرده باشند . حنبلىها نيز به اين امر تصريح كرده‌اند . رجوع كنيد به المغنى : 3 / 455 ، الشرح الكبير : 3 / 459 ، التذكرة : 8 / 216 ، التهذيب : 5 / 266 ، « المبسوط » سرخسى : 4 / 66 ، المجموع : 8 / 186 ، بدائع الصنائع : 2 / 129 ، الأم : 2 / 213 ، الحاوى الكبير : 4 / 179 ، « المهذب » شيرازى : 1 / 253 .