محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )

343

اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )

او بايد با بيان و قلم خود منصفانه در روشن كردن حقايق بكوشد و مردم را با منطق قوى و مواعظ و نصايح دلنشين به راه خدا دعوت نمايد و با مخالفين خود به نرمى و با آرامش به بحث و مناظره بپردازد ، شعائر دينى

--> - در ادامه آمده است كه : « خالد بن وليد دستور داد گردنش را بزنند سپس ديگى پايه سنگى روى آتش قرار دادند . آنچه در آن بود ، قبل از اينكه آتش به جمجمه‌اش برسد پخت . » زيرا موهاى سر مالك - كه خداوند او را بيامرزد - بسيار زياد بود . مراجعه كنيد به الاصابة : 3 / 337 ، تاريخ طبرى : 2 / 503 ، ابن كثير : 6 / 322 ، تأريخ أبى الفداء : 158 ، شرح النهج ابن أبى الحديد : 176 ، و زندگينامه او در فوات الوفيات : 2 / 627 . در تاريخ يعقوبى : 2 / 110 آمده است كه : « خالد در همان شبى كه مالك كشته شد با همسرش ام تميم دختر منهال ازدواج كرد . » اينجاست كه ابو بكر به تأويل و تخطئه مىپردازد و تمام متون دينى از جمله قرآن و سنت مطهر را رها مىكند و سخن خالد بن وليد را مىپذيرد چرا كه معتقدست خالد تاويل كرده و گاهى درست نظر مىدهد و گاه به خطا مىرود . هنگاميكه عمر بن خطاب از ابو بكر درخواست كرد او را سنگسار كند ابو بكر گفت : من شمشيرى را كه خداوند به روى آنها كشيده است در غلاف فرونمىبرم . خداوند بسيار بزرگ است ! چگونه جايز است مردى كه شهادتين را برزبان جارى مىكند ، كشته شود ؟ در حالى كه فقها تكفير اهل قبله را جايز نمىدانند . چگونه جايز است خونهايى ريخته شود كه شارع حكيم در مورد آنها بسيار سخت‌گيرى مىكند ؟ و چگونه و چرا سرهايشان پس از كشته شدن بر روى ديگ‌ها قرار گرفت ؟ و چگونه خالد همسرش را به زنى گرفت در حالى كه هنوز عده‌اش تمام نشده بود ؟ چگونه حدود خدا تعطيل مىشود ؟ . . . و چگونه . . . ؟ و چگونه . . . ؟