محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )
341
اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )
--> - سؤالى كه افراد منصف و خير ، علماى فقه و كلام و كسانىكه اهل تحقيق و بحث و بررسى و درايت هستند ، با آن مواجه مىشوند اين است كه آيا اين چيزهايى كه ذكر كردند در مورد مالك بن نويره - با فرض اينكه او مرتد گشته - هم انجام شد ؟ يا بيعت نكردنش با ابو بكر ، منجر به قتل او شد ؟ يا كينهاى كه خالد بن وليد از او به دل داشت ، سبب مرگش شد ؟ يا طمع كردن خالد به همسر زيبا و عاقل او ، باعث شد خالد او را بكشد ؟ يا اينكه او واقعا صدقات را به ابو بكر تحويل نداد لانه استعمل علاية من قبل النبى بنابراين آنرا فقط به صاحب قانونى صدقهها پس از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم ، پرداخت كرد . سپس چرا به آنها شبيخون زد ؟ و در دل تاريكى شب آنانرا به وحشت انداخت ؟ افراد قوم سلاحهايشان را برداشتند و آماده مبارزه شدند . راوى مىگويد به آنها گفتيم : ما مسلمانيم . آنها گفتند : پس چرا باخود سلاح حمل مىكنيد ؟ اگر راست مىگوييد سلاحهايتان را روى زمين بگذاريد . راوى مىگويد : آنها هم سلاحهايشان را روى زمين گذاشتند ، سپس نماز خوانديم ، آنها هم با ما نماز خواندند . رجوع كنيد به صحيح مسلم : 2 / 3 ( با تصرف ) . آيا پس از همه اين گفتگوها كه ثابت مىكرد آنها مسلمان هستند و نماز را به امامت رهبرشان بهجا مىآورند ، خيانت جاهلى آغاز مىشود ، نماز آنها را به هم مىزنند ، دستگيرشان مىكنند و آنانرا به عنوان اسراى خالد بن وليد - كه به ( سيف اللّه المسلول : شمشير از نيام بركشيده خدا ) معروف است - مىبرند ، فقط به دليل اينكه به خالد خبر رسيده كه مالك مرتد شده است ؟ مالك بن نويره به خالد مىگويد : من بر اسلام خويش ثابت و استوارم و دچار تزلزل نشدهام . و ابو قتاده و برادر سلمه انصارى كه در جنگ احد به همراه پيامبر حضور داشت و به فارس رسول اللّه معروف بود ، به مسلمان بودن او گواهى داد . رجوع كنيد به زندگينامه او در الإصابة : 4 / 157 ، الاستيعاب : 4 / 161 ، و جمهرة انساب العرب : 360 . -