محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )
334
اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )
صورت مىگيرد بلكه با برافروختن آتش جنگ و دادن قربانيهاى زياد جامه عمل مىپوشد . آيا با اين همه جنايات ، مىتوان محمد بن عبد الوهاب را صاحب رسالت انسانى ، مصلح و احياءكننده مبانى اسلامى دانست ؟ و اما پيمان اين دو مرد چندان دوام نيافت و تنها ثمرهاش ازدواج با جوهره ، و ويران كردن قبر زيد بن خطاب « 1 » و به راه انداختن فتنه و آشوبهايى بود كه در نتيجه دعوت محمد بن عبد الوهاب به وقوع پيوست ، دعوتى كه پدرش او را از آن بازمىداشت و مردم بصره و حريمله مىخواستند او را بكشند . بلى رشتههاى پيمان اين دو مرد زود از هم گسيخته شد زيرا سليمان حميدى رئيس و حاكم منطقه احساء و قطيف كه از عثمان بن معمر حكمران شهر عينيه نيرومندتر بود از او خواست كه بر عمر محمد بن عبد الوهاب خاتمه دهد . عبد اللّه فيليپى در تاريخ نجد چنين مىنويسد : « عثمان تصميم گرفت از شر مهمان ناخواندهاش خلاص شود لذا از او خواست كه شهر عينيه را ترك گويد و به هرجا كه مايل است برود او شهر درعيه را انتخاب كرد و عثمان مردى را بهنام فريد به همراه او فرستاد و به او دستور داد كه در بين راه
--> ( 1 ) . نگاه كنيد به السّلفية بين اهل السّنّة و الإمامية نوشته آقاى محمد كثيرى : 307 ، و عنوان المجد : 11 .