محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )

321

اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )

و چون اصول اسلامى مطابق فطرت بشرى است و همه مردم در لزوم عمل به آنها برابرند پس لازم است كه آن تعاليم و اصول براى همه قابل فهم و عمل باشد نه تنها براى عده‌اى مخصوص ، و بدون شك مطالبى را كه وهابيها به مفهوم توحيد اضافه نموده و كتابهايشان را مملو از آنها كرده‌اند همه بدعت و ضلالت است و تهمتهايى كه نسبت به ملتهاى مسلمان روا مىدارند خود به آنها سزاوارترند « 1 » .

--> - بودن ، به شرط اينكه ايمانش از روى حقيقت و واقعيت باشد . رجوع كنيد به حق اليقين آقاى عبد اللّه شبر : 1 / 73 . مذهب اهل بيت عليهم السّلام ، به صورت واضح و آشكار در زمان امام صادق عليه السّلام شكل گرفت و پايه‌ها و ستون‌هاى آن ، محكم و استوار گشت . فقه شيعه مستقل شد و علما و راويان مشهور شيعه و آراء و نظرات آنها درخصوص توحيد ، عدل ، عصمت و شفاعت انبيا ، جبر و اختيار و مانند اينها ، در اين دوره به‌وجود آمد . مذهب تشيع به‌طور كامل از ديگر مذاهب جدا شد ، همان‌طور كه مذهب معتزله از اشاعره متمايز گشت . اما سخنان بقيه ائمه اطهار ، از زمان امام كاظم تا پايان غيبت صغرى ، همگى تأكيدكننده گفته‌هاى امام صادق عليه السّلام يا كامل‌كننده برخى اصول و فروع مذهب شيعه بود . بزرگان شيعه در زمان امام صادق عليه السّلام و پس از آن‌همه همّ و غم و اهتمام خود را صرف حفظ تعاليم ايشان و گردآورى و دفاع از آنها نمودند . ( 1 ) . براى اصل توحيد ، كافىست كه فرد ، به وحدانيت خداوند متعال ، قدرت ، علم و حكمت او ايمان داشته باشد و لازم نيست كه صفات سلبى و ايجابى او را به‌طور مفصل بشناسد ، و بداند كه اين صفات عين ذات اوست يا چيزى غير از آن است . و براى اصل نبوت ، اگر ايمان داشته باشد به اينكه محمد رسول خداست و در گفتار خويش صادق است و در ابلاغ احكام ، معصوم و برى از خطاست ، كفايت مىكند . رسول خدا گاهى به واسطه -