محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )
292
اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )
--> - سوم اينكه : آنها چاهى داشتند كه كنار آن اتراق مىكردند و چهارپايانى پرورش مىدادند و بت مىپرستيدند . خداوند شعيب را بهسوى آنان فرستاد ولى آنها همچنان به سركشى و طغيان ادامه دادند ، پس چاهشان فروريخت و آنها و منازلشان را با خود فروبرد . ( كلام وهب بن منبّه ) چهارم : آنها كسانى بودند كه حبيب نجار را در چاهشان كشتند ، حبيب نجار شخصى بود كه : « قالَ يا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ ؛ يس : 20 » : گفت : اى مردم ، از اين فرستادگان پيروى كنيد . ( گفته سرّى ) پنجم : آنها قومى بودند كه پيامبرشان را كشتند و خوردند و زنانشان اولين كسانى بودند كه سحر و جادو كردند . ( سخن ابن سائب ) رجوع كنيد به تفسير قرطبى : 2 / 100 و : 15 / 19 ، تفسير ابن كثير : 3 / 331 ، الدر المنثور : 5 / 71 ، فتح القدير : 4 / 78 ، تأريخ دمشق : 1 / 12 ، البداية و النهاية : 1 / 262 ، قصص الانبياء ابن كثير : 1 / 376 ، سبل الهدى و الرشاد : 1 / 348 ، مجمع البحرين : 2 / 175 و : 4 / 75 ، فتح البارى : 8 / 377 . تفاوت سحر و معجزه : معجزه كارى غير معمول و غير عادى است كه پيامبرى كه در آنزمان مبعوث شده ، براى تصديق ادعاى خود ، به واسطه آن ، مبارزهطلبى مىكند . مىگويند : معجزه امرى خارق العاده است كه با مبارزهطلبى همراه است و هيچكس با آن رقابت نمىكند . اينكه تعريف معجزه را مقيد به كلمه « امر » كرده است براى اين است كه معجزه گاهى كاريست معمول و عادى و گاهى غير معمول و غير عادى . و اينكه آنرا مقيد به « همراهى با مبارزهطلبى » كرده است براى اين است كه كسىكه درخواست معجزه مىكند لئلا يتحد غير حجة لنفيه . و براى اينكه معجزه از ارهاص و كرامت متمايز باشد . و مقيد كردن آن به « رقيب نداشتن » به اين دليل است كه از سحر و شعبدهبازى ، مجزا باشد . . . ( به نقل از رسائل المرتضى و با تصرف : 2 / 283 ) -