محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )

293

اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )

بنده ، شما خواننده عزيز را دعوت مىكنم با اعصابى آرام و بدون كينه توزى و هرگونه غرض‌ورزى مطالب بالا را كه در كتاب صنعانى ذكر شده و فلسفه نگارش كتاب به قول خودش براى تصفيه و تطهير اعتقاداتى است كه به كفر و الحاد كشيده شده ، است را مطالعه نماييد و نيز آنچه را كه در همان كتاب آمده است « مشاهد پيامبران و امامان و ساختن قبه و بارگاه روى قبر آنان بزرگ‌ترين عامل شرك و كفر و مؤثرترين وسيله براى از بين بردن اسلام مىباشد » « 1 » از نظر بگذارانيد .

--> - امام على عليه السّلام در خطبه دوم نهج البلاغه مىفرمايد : موسى عليه السّلام بر جان خوش بيمناك نبود بلكه دلش از اين مىسوخت كه افراد جاهل و نادان و حكومت گمراه برمردم غالب شده بودند . گويى شخصى سؤال مىكند كه : چگونه امام مطلقا ، در مورد حق دچار شك و ترديد نمىشود در حالى كه قبل از او پيامبر خدا موسى ، از ساحران ترسيد باوجود اينكه خداوند سبحان به او و برادرش گفته بود : « قالَ لا تَخافا إِنَّنِي مَعَكُما أَسْمَعُ وَ أَرى ؛ طه : 46 » : فرمود : « مترسيد ، من همراه شمايم ، مىشنوم و مىبينم . » آيا امام ايمانش قويتر و دلش مطمئن‌تر از انبياست . پس امام عليه السّلام پاسخ مىدهد كه : موسى براى خودش نترسيد ، او ترسيد كه امر برمردم مشتبه شود و آنها فريب ياوه‌گويىهاى ساحران را بخورند و فرعون و همدستانش بر آنان غالب شوند . شيخ محمد عبده مىگويد : اين بهترين شرح و توضيح براى تبرئه پيامبر خدا از شك و ترديد در كارش است ، همان‌طور كه بليغ بودن امام در مثل زدن به موسى ، واضح و آشكار است زيرا موسى با سحر مواجه شد و باطل را شكست داد و از بين برد ، آنچه امير المؤمنين با آن مواجه شد نيز از نظر باطل بودن و بىپايه و اساس بودن ، شبيه سحر بود . ( 1 ) . نگاه كنيد به تطهير الاعتقاد من أدران الإلحاد : 48 .