محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )
277
اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )
ديگرى نسبت به آن آگاهى پيدا كند لذا بايد به آن حديث و نص عمل نمايد » « 1 » . و به همين دليل وهابيت نه از ابن حنبل و نه غير او تا مادامى كه نص وجود داشته باشد تقليد نمىكنند و تقليدشان فقط در مواردى است كه نص وجود نداشته باشد در حقيقت وهابيها اقوال احمد حنبل را مانند نص و به جاى آن مىپذيرند يعنى اقوال احمد حنبل چون قياس سنىها و دليل عقل در نزد شيعه مىباشد كه در صورت نبودن دليل ديگر به آن مراجعه مىشود و اين به آن معنا است كه وهابيها در يك آن مجتهد و مقلد هستند ! آنها در استفاده حكم از نص و در تقويت و تضعيف حديث اجتهاد مىكنند و در صورت نبودن نص به حرفهاى احمد بن حنبل عمل مىنمايند . ملك عبد العزيز در يك سخنرانى كه در مكه مكرمه ايراد كرد چنين گفت : « مذهب ما اين است كه اگر دليلى وجود داشت بدان عمل مىنماييم ولى اگر چارهاى جز اجتهاد نداشته باشيم از احمد بن حنبل تقليد مىكنيم » « 2 » ملاحظه مىكنيد همه انسانها در شرايط عادى قدرت اجتهاد ندارند و نمىتوانند حكم خدا را از ادله استخراج كنند و آن در صورتى است كه به مرحله اجتهاد رسيده باشد و كسى را مجتهد گويند كه داراى شرايط خاصى
--> ( 1 ) . نگاه كنيد به فتح المجيد شرح كتاب التوحيد ، به قلم نوه محمد عبد الوهاب : 388 چاپ 1957 م . ( 2 ) . مراجعه كنيد به سخنرانى ملك عبد العزيز در مكه مكرمه سال 1355 م .