محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )
276
اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )
اجتهاد و تقليد وهابيت مىگويد : تا ما دامى كه آيات و احاديث نبوى در باب يك حكم وجود داشته باشد براى هيچكس جايز نيست كه از رهبران مذاهب چهارگانه و غير آنها تقليد نمايد . و فقط تقليد از رهبران مذاهب چهارگانه زمانى جايز است كه نصى در آن مورد خاص وجود نداشته باشد و مستند آنها در اين حكم مربوط است به سيره عملى رهبران چهارگانه ، آنان در شرايط وجود نص تقليد را جايز نمىدانستند . و به اين نكته كه ابو حنيفه و مالك و شافعى و ابن حنبل در بسيارى از احكام سكوت اختيار مىكردند . در كتاب فتح المجيد جملهاى نقل شده است : « رهبران چهارگانه مردم را از تقليد نمودن از خودشان منع مىكردند و معترف بودند كه ما نيز بسيارى از احكام شرعى را نمىدانيم ممكن است از حديثى كه ما خبر نداشتيم
--> - كردهاند . برخى از آنها هم جاهل هستند و چيزى نمىدانند . از اين گذشته ، تشكيل دولت براساس رأى اكثريت ، ظلم و ستم در حق اقليت است كه بدون دولت هستند و يا دولتى دارند كه از آن رضايت ندارند ، بنابراين اماميه مىگويند : « خداوند متعال با هر حادثهاى كه هنوز اتفاق نيفتاده مثل يك قضيه حقيقى ، برخورد كرده و برايش حكمى كلى قرار داده است . » معنا و مفهوم اين روايت همانطور كه اهل تخطئه و تصويب هم مىگويند ، به صورت متواتر ذكر شده است . رجوع كنيد به فرائد الاصول : 1 / 114 ، القواعد الفقهيه : 1 / 13 .