محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )
20
اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )
زمان سانسور كتابها گذشته است چنان كه دادگاههاى تفتيش عقايد كه دانشمندان و كتابهاى علمى آنانرا مىسوزاندند از ميان رفته است . و من متعجبم كه چگونه اين اقدام سعوديها را كه مانع ورود كتابهاى من و ديگر كتب تربيتى و اخلاقى به سرزمين عربستان هستند توجيه كنم در حالىكه دروازههاى عربستان به روى كتابهاى ضد عفت و اخلاق كه مردم را بسوى فحشاء و فساد سوق ميدهد باز است ، من كتابفروشيهاى مكه را تكتك گشتم و به نظرم هيچكدام را از قلم نيانداختم و به همان نحو كه كتابفروشيهاى لبنان را زيرورو ميكردم تمام كتابفروشيهاى مكه را زير و رو كردم و در اين جستجو به جز كتاب مجمع البيان و مكارم الاخلاق مرحوم طبرسى ( چاپ مصر ) هيچ كتابى از شيعه نيافتم كه به صورت آشكار به فروش برسد ، اما رمانهاى سكسى با عكسهاى برهنه حتى بدون لباسهاى زير ، در همين كتابفروشيها پر بود ، آرى در كتابفروشيهاى مكه خصوصا كتابفروشيهايى كه مقابل صفا و مروه بودند ! ! من براى اينكه وهبيها در فرصت مناسب به اين مطلب پاسخ دهند نام بيشتر آن كتابها را ياداشت كردهام و فهرست قسمتى از آنها عبارت است : نساء الليل ، شهر العسل ، امرأة من باريس ، الشريرة ، و . . . من از محتويات اين كتابها اطلاعى ندارم ولى همين قدر ديدم كه روى جلد آنها عكس زنان لختى چاپ شده كه به طرز زنندهاى با مردان دست به گردن هم انداخته و همديگر را مىبوسند ! و هركس از طواف كعبه و زيارت بيت اللّه فارغ مىشود و از مسجد الحرام بيرون مىآيد با اين صحنههاى ضد اخلاقى و عكسهاى زنان فاحشه روبرو مىشود ، گويا به عقيده وهابيها و طرفداران امر