محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )

21

اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )

بمعروف و نهى از منكر اين موارد با دين و آداب اسلامى منافات ندارد ولى بوسيدن و دست كشيدن به ضريح حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله و سلّم و تماس با قبر آن بزرگوار بىدينى و شرك محسوب مىشود ! ! ! اين منطق وهابيها است و اين روش و رفتار آنها است و چقدر جاى تأسف است كه آنها مارهاى سمى و خطرناك را آزاد گذاشته‌اند تا به هر نوع حتى جلو درهاى كعبه سمپاشى كنند و مطالب منحرف‌كننده را ترويج كنند اما جلو انوار معرفت و نشانه‌هاى هدايت راستين را مىگيرند . چه كسى ميداند ! ! ! ؟ شايد به عمد انتشار مجلات و كتابهاى ضد اخلاقى و فاسدكننده را آزاد گذاشته‌اند تا ثابت كنند كه كشور سعودى در مسابقه پيشرفت و تمدن گوى سبقت را ربوده و بر شرق و غرب پيشى گرفته است . شايد بدون مناسبت نباشد واقعه‌اى را كه در مكه برايم به‌وجود آمد برايتان نقل كنم - عذرخواهى مىكنم از اين‌كه بر خلاف عادتم سخن به درازا كشيد چون به‌قدرى تناقضات وهابى سلسله‌وار و بىانتهاست كه گريزى از آن نيست - يك روز عصر داخل يكى از كتابفروشيهاى مكه رفتم به حسب اتفاق چشمم به كتابى بنام « معاوية بن ابى سفيان » نوشته عمر ابو النصر افتاد كه به شكلى آشكار در ويترين در معرض ديد عمومى قرار داشت من - مانند غربيها كه وجب به وجب خاك سعودى را براى پيدا كردن طلاى سياه زيرورو ميكنند - مشغول بررسى و جستجوى كتابهاى موردنظرم بودم كه ناگهان كتاب « الامام على عليه السّلام » تأليف استاد جرج جرداق مسيحى توجه مرا جلب كرد ، فروشنده كتاب را در مكانى دور از ديد