محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )

180

اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )

عبادة گفت : آيا به آنچه كه پيامبر در مورد من حكم به آزادى داد راضى مىشويد ؟ خوارج گفتند : پيامبر از تو چه چيز را پذيرفت و به‌خاطر چه كارى از تو راضى شد ؟ عبادة گفت : مرا درحالىكه كافر بودم نزد پيامبر آوردند و او پس از آنكه به « لا إله الا اللّه و محمد رسول اللّه » يگانگى خدا و رسالت او شهادت دادم مرا آزاد نمود . اما خوارج او را رها نكرده و با وضع نامطلوبى كشتند « 1 » ! و اصل بن عطا « 2 » پيشواى معتزله با عده‌اى از پيروان خود در راهى مىرفتند برخى از خوارج سر رسيدند و به قصد كشتن آنها تنها به اين علت كه مسلمانند راهشان را سد كردند و اصل دست به حيله و سياست زد و

--> ( 1 ) . نگاه كنيد به الاصابة ابن حجر : 3 / 508 شماره « 4519 » ، تعجيل المنفعة ابن حجر : 209 ، الاحاديث المختارة : 8 / 370 ح 457 ، التاريخ الكبير : 6 / 93 ح 1811 ، معجم الصحابة : 2 / 192 شماره « 690 » ، الاستيعاب : 2 / 612 شماره « 973 و 1374 » . ( 2 ) . و اصل بن عطاى بصرى غزلسرا و متكلم معروف ، در تلفظ « راء » دچار لكنت مىشد . او به دليل بلاغتى كه داشت از آوردن « راء » در خطابه‌هايش خوددارى مىكرد . او درخصوص عدالت اهل جمل مردد بود و مىگفت : يكى از دو گروه فاسق بودند و نمىگويم كدام گروه . اگر عايشه و على و طلحه ، نزد من برضد يك دسته سبزى شهادت بدهند طبق گواهى آنان ، حكم مىكنم . ( و اصل بن عطا در سال « 80 ه » در مدينه به دنيا آمد و سال « 131 ه » از دنيا رفت . مراجعه كنيد به ميزان الاعتدال : 4 / 329 ، رسائل المرتضى شريف مرتضى : 2 / 181 .