محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )

181

اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )

گفت : ما مسلمان نيستيم ما مشركيم و قرآن راجع به مشركين مىگويد : « وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْلَمُونَ » « 1 » يعنى اگر يكى از مشركين به تو پناه آورد او را پناه بده تا سخن خدا را بشنود ( و در آن بينديشد ) سپس او را به محل امنى برسان زيرا آنان گروهى ناآگاهند . آنها از چنگ خوارج نجات يافتند اما پس از آنكه اقرار به مشرك بودن كردند اگر اعتراف به اسلام مىكردند حتما همه‌شان را مىكشتند چنان كه عباده « 2 » صحابى و يار پيامبر را كشتند .

--> ( 1 ) . سوره توبه : 6 . ( 2 ) . نگاه كنيد به قصه عبد اللّه بن خباب ، او كسى است كه خوارج او را كشتند پس خونش در رودخانه جارى شد در حالى كه با آب مخلوط نشد و در آن پخش نشد . در تاريخ طبرى : 4 / 60 آمده است كه : خوارج وارد روستايى شدند ، عبد اللّه بن خباب صحابى رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم هراسان از خانه بيرون آمد در حالى كه ردا و جبه‌اش را روى زمين مىكشيد ، آنها گفتند : نترس . عبد اللّه گفت : به خدا سوگند مرا وحشت‌زده كرديد . گفتند : آيا تو عبد اللّه بن خباب صحابى رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم هستى ؟ گفت : بله . گفتند : آيا حديثى را كه پدرت از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم نقل كرده ، شنيده‌اى ؟ كه از فتنه‌اى سخن گفت كه در آن كسى كه بنشيند و اقدامى نكند بهتر است از آنكه برخيزد ، و آنكه برخيزد بهتر است از آنكه به راه افتد و آنكه به راه افتد بهتر است از كسىكه در اين راه سعى و تلاش كند . او گفت : اگر زمان آن فتنه فرارسيده است پس اى عبد اللّه كشته مىشوى . . . -