محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )

145

اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )

--> - در حكمت 125 نهج البلاغه آمده است : اسلام را چنان توصيف مىكنم كه هيچ‌كس قبل از من نكرده است ، اسلام عبارتست از تسليم ، و تسليم همان يقين و يقين تصديق است ، و تصديق اقرار كردن ، و اقرار ، ادا كردن و ادا كردن همان عمل است . به اين معنا كه مكلف اگر به حقيقت آنچه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم آورده است ، اعتقاد داشته باشد تا جايىكه هرگاه بخشى از آن برايش محقق و مسلم شود ، تمام آن‌را باور داشته باشد ، گرچه هنوز از تفصيل جزئيات آن بىخبر باشد ، در اين‌صورت مؤمن است . وضعيت مردم در صدر اول اسلام ، تأييدكننده اين امر است ، زيرا در ابتدا بيشتر آنها از اين تفاصيل بىخبر بودند ، از وقتىكه يگانگى خدا و رسالت پيامبر را تصديق كردند ، كم‌كم و به‌تدريج به همراه احكام ، از آن مطلع مىشدند . همان‌طور كه مىبينيد وضعيت بيشتر مردم ، در همه عصور اين‌چنين بوده است . و اگر اين امر را لحاظ كنيم ، بايد بيشتر اهل ايمان را از آن خارج كنيم كه اين‌كار به دور از حكمت خداوند عزيز و حكيم است . بله با اين وجود شكى نيست كه آگاهى از اين تفاصيل ، تكميل‌كننده ايمان است و گاهى اطلاع از آن براى حفظ شريعت از فراموشى واجب است و موجب دورى از گمراه‌كنندگان مىشود و از وارد كردن امور غير دينى كه به اسم دين وارد آن مىشوند ، جلوگيرى مىكند ، كه اين دليل ديگرى است براى وجوب آگاهى از اين تفاصيل ، لا لتوقف الايمان عليه . آيا تصديق عصمت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم ، پاكى او و اين‌كه هيچ پيامبرى پس از او نخواهد آمد ، و اعتقاد به ديگر احكام نبوت‌ها و شرايط آنها ، براى محقق شدن ايمان مهم است ؟ از كلام برخى علما كه اين‌گونه به نظر مىرسد . آنها معتقدند كسىكه اندكى در اين مورد جهل داشته باشد ، از ايمان خارج شده است . مىشود به همان ميزان از تصديق اجمالى كه گفتيم اكتفا كرد .