محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )

133

اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )

--> - پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم به شما چه مىگويد ؟ آنها همهمه كردند ، پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم فرمود " : برخيزيد ، هنگامى كه برخاستند پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم همانجا از دنيا رفته بود . مراجعه كنيد به الطبقات الكبرى : 2 / 244 ، چاپ بيروت . احمد امين در كتاب‌هاى فجر الاسلام و ضحى الاسلام شديدا به فرقه اماميه حمله كرد و علماى اماميه در آن روزگار پاسخى منطقى به او دادند و به گواه تاريخ و كتب اعتقادىشان ثابت كردند كه او احساسات و عواطف را جايگزين عقل ، تعصب را جايگزين عدالت و خيال را جايگزين واقعيت كرده است . از جمله كسانىكه به او پاسخ گفتند مرحوم كاشف الغطاء بود كه در كتاب « اصل الشيعه و اصولها » به پاسخگويى پرداخت . احمد امين بعد از گذشت بيست سال يا بيشتر از هجوم به اماميه ، بينايىاش كم شد از خواندن و نوشتن عاجز ماند . در سال‌هاى اخير - 1952 م - از ديگرى كمك گرفت و كتابى را به او ديكته كرد كه آن‌را « يوم الاسلام » ناميد و در آن ناخودآگاه سخنانى را كه در مورد اماميه گفته بود پس گرفت . مردود خواندن اصل تعيين جانشين پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم و ادعاى اين‌كه اين امر بدعتى است كه شيعيان آن‌را وارد اصول كرده‌اند . و پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم براصل شورا و انتخاب تأكيد كرده است . احمد امين سپس خود ، آن‌را نقض كرده ، به آن پاسخ داد ، آنجايى كه در كتاب « يوم الاسلام » اعتراف كرد به اين‌كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم هنگام بيمارىاى كه در پى آن از دنيا رفت ، خواست نوشته‌اى بنويسد و جانشين خويش را تعيين كند ، كه عمر مانع اين‌كار شد : « رسول خدا هنگام بيمارى و احتضار فرمود : بياييد چيزى برايتان بنويسم كه پس از آن هرگز گمراه نخواهيد شد . » در خانه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم افرادى و از جمله عمر بن خطاب حضور داشتند ، عمر گفت : درد و ناخوشى بر رسول خدا غالب شده است ، كتاب خدا براى ما كفايت مىكند ، پس دچار اختلاف شدند و همهمه و سر و صدا زياد شد ، برخى از آنان گفتند : شما را چه شده ؟ او اگر هذيان مىگويد به كتاب خدا پناه مىبريم . رجوع كنيد به -