محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )

134

اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )

--> - صحيح بخارى : 1 / 36 و 119 و 120 ح 112 باب العلم كتاب العلم : 1 / 156 . و : 4 / 490 ح 1229 ، باب 814 ، كتاب الجهاد . و : 4 / 521 ح 1335 ، باب : 861 ، كتاب الجزيه . و : 7 / 225 ح 574 ، باب : 357 ، كتاب المريض : 5 / 137 ، چاپ مصر ، و صحيح مسلم : 3 / 69 ح 1257 ، 1259 و 1637 ، باب 5 كتاب الوصية ، الطبقات الكبرى : 4 / 60 ، مسند احمد : 4 / 356 ح 2992 ، صحيح مسلم با شرح نووى : 11 / 95 ، ابن كثير : 1 / 222 ، و : 3 / 286 ، و : 5 / 227 ، تيسير الوصول : 4 / 194 ، تأريخ الذهبى : 5 / 311 ، تأريخ الخميس : 1 / 182 ، البدأ و التأريخ : 5 / 59 ، تأريخ ابن شحنه بهامش الكامل : 108 ، تأريخ ابى الفداء : 1 / 151 ، تاريخ طبرى : 3 / 193 ، چاپ مصر ، الكامل فى التأريخ : 2 / 320 . ابن عباس روايتكرده است : هنگامىكه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم در حالت احتضار بود و در منزل ايشان افرادى و از جمله عمر بن خطاب حضور داشتند ايشان فرمود : بياييد نوشته‌اى برايتان بنويسم كه پس از آن هرگز گمراه نشويد . عمر گفت : درد و بيمارى بر رسول خدا چيره گشته است . شما كتاب خدا را در اختيار داريد ، همين ما را كفايت مىكند . حاضران دچار اختلاف شدند . يكى ديگر از آنها هم نظر عمر را داشت . هنگامىكه همهمه و حرف‌هاى بيهوده زياد شد و اختلاف بالا گرفت ، پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم فرمود : برخيزيد برويد ، روا نيست در حضور من نزاع كنيد . در روايتى آمده است كه عمر بن خطاب گفت : رسول خدا به هر حال بايد از ميان ما برود ، آيا كتابى غير از كتاب خدا مىخواهيد ؟ رجوع كنيد به المصابيح احمد بن ابراهيم بن حسن : 248 . بخارى مىگويد : سفيان به نقل از سليمان بن احول و او هم از قول سعيد بن جبير مىگويد : ابن عباس گفت : بيمارى و ناخوشى رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم شدت گرفت پس فرمود : بياييد نوشته‌اى برايتان بنويسم كه پس از آن ابدا گمراه نخواهيد شد ، آنان نزاع كردند - در حالىكه نزاع در حضور پيامبر امرى ناشايست است - و گفتند : او را چه شده هذيان مىگويد . از او پرسيد . و مدام اين‌را تكرار مىكردند ، پس پيامبر فرمود : رهايم كنيد ، آنچه من در نظر دارم بهتر است از آنچه مرا به آن دعوت مىكنيد ، و آنان‌را به سه چيز سفارش كرد : مشركان را از جزيرة العرب بيرون كنيد ، به هيأت‌هاى اعزامى به همان شيوه خودم -